توسعه

وب سایت شخصی هاشم زرین کیا

توسعه

وب سایت شخصی هاشم زرین کیا

توسعه

هاشم زرین کیا هستم علاقه زیادی به یاد گرفتن و یاد دادن و ارزش ایجاد کردن دارم.
این یادگیری میتونه مطالعه کاغذی باشه میتونه تو کار باشه یا حتی تو سفر یا شاید هم همنشینی با انسان ها و البته متمم خوانی یا در راه متمم خوانی باشه.
تا الان یه کارایی کردم الان یه کارایی میکنم و یه کارایی هم در آینده قراره بکنم.
این وبلاگ بیشتر جایی است که من توش تمرین نوشتن میکنم و البته سعی میکنم دیدگاهم رو نسبت به چیز ها مطرح کنم پس انتطار ساختار های علمی و اکادمیک نباشید.
نوع نوشتار این وبلاگ هم بیشتر شبیه گفتار روزمره من است تا نگارشی از جنس بسیار رسمی کتابی

ضمنا با عرض پوزش بابت این که فونت کلمات پست ها خیلی کوچکن دلیل این که فونت این وبلاگ به این شکل است دو تا چیزه:

1 - اونی که قصد خواندن داره دنبال خواند سرسری نباشه
2- بیشتر با متن کلنجار بره

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «به وقت شام مثبت هجده سال» ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

به وقت شام


عکس بالا به احتمال زیاد یکی از پر بازدید کننده ترین عکس نیمه ی اول فروردین بود.

سکانسی از فیلم به وقت شام ساخته ی ابراهیم حاتمی کیا با دیالوگ چه طوری ایرانی با همکاری سازمان اوج در مورد حمایت جمهوری اسلامی ایران از بشار اسد در جنگ داخلی سوریه همه ی بیلبورد های شهر پر از این عکس بود در میان برنامه ی پر مخاطب ترین سریال داخلی چند سال اخیر(پایتخت 5 ) هم به این فیلم و این سکانس پرداختند ( البته در قسمت های آخر آن سریال طنز  که اصولا پیوند داخلی دادند به موضوع این فیلم و البته طبیعی هست که یک حکومت و یا جریان فکری مثل اوج و سپاه پاسداران با هزینه ی ها سنگین همچین فیلم هایی بسازند.

فیلم هایی مثل بادیگارد و قلاده های طلا و اخراجی ها... همان طور که دولت ها و سازمان های مختلف بنا بر سلیقه و مشی فکری شان را تبدیل به فیلم کتاب و... بکنند )

این فیلم رو به دعوت از بچه های هییت جنت الرضا (هییتی که در مسجدی که فعالیت و سابقه و ... داریم ) و البته تماشای دسته جمعی رفتیم این که فیلم به وقت شام و لاتاری فیلم هایی بسیار پر مخاطبند و تماشاگران بسیاری را به سینما اوردند امری است بسیار بسیار پسندیده اصلا هم بحثم اینکه این فیلم چه جور فیلمیه این که این فیلم سینمایی بودجه ی خیلی زیادی داشته به من مربوط نیست یا این که این فیلم فیلمنامه قشنگی نداشته هم اصلا مربوط نیست در مورد این فیلم از لحاظ تماشاچی میتونم بگم که آره فیلم پر خرجی بوده کلی جلوه وِیژه داشته کلی بکش بکش انفجار صحنه های اکشن عالی این که چقدر هم حقیقته و چقدر هم تلاش کرده حمایت از بشار اسد رو هم توجیه کنه اصلا به من ربط نداره فیلم فیلم خوبی بود.

ولی یه چیز خیلی خیلی به من تماشاچی ربط داره و اونم اینه که برای  این فیلم درجه سنی نزاشتن و واقعا لعنت به اون اکرانی که اجزه میده بکودکان این فیلم رو با خانواده تماشا کنند و البته تبلیغاتی که فیلم رو کاملا فیلمی تماشاگر پسند و مناسب همه ی اعضای خانواه نشون داد یه فیلمی شبیه به پایتخت.

فالواقع اگر در این فیلم تکه های م س ت ح ج ن  ج ن س ی قرار میدادند انقدر من رو عصبانی نمیکرد تا این که وقتی میدیدم اون پسر کوچولو ی تپل بامزه ی هفت هشت ساله که همراه با پدر و مادرش اومده سینما و خوراکی میخوره سکانسی چند دقیقه ای نشون میده که چندین انسان را دست و پا بسته همراه با چشم بند به خط میکنند و چندین مامور اعدام به سمت اون ها میروند و شمشیر هایی را به خط به دست میگیرند و به بالای سره افراد دست و پا بسته میروند صحنه صحنه ی سر بریدن است (همون موقع برای من سوال بود که مگه میشه همچین صحنه ای رو نمایش بدهند) همراه با این که این افراد میان و میرن و صحبت میکنند از قبل فردی به ظاهر سبک مغز که رییس برگزار کننده مراسم اعدام هست برای ویدیو گرفتن از مراسم هماهنگی میکنه و تعداد زیادی بلندگو در پشتش هست یه چیز تو مایه های فیلم MAD MAX و در حین مراسم اعدام کوادکوپتر رو بالا و پایین میکنه کات میده پلان بعدی میده شبیه به یه کارگردان فیلمی که حالت روانی خوبی نداره و پشت بلندگو هی کات میده و صحنه های زانو زدن یا نشستن یا خطبه خوندن را تکرار میکنه



اما در آخر در کمال تعجب وقتی تماشاچی داره از حرکات دستور دهنده ی اعدام میخنده ناگهان جدی جدی شروع میکنن به سر بریدن و خون فواره میزنه به صفحه ی سیاه سینما

وقتی لرزیدن از ترس اون کوچولوی بامزه رو دیدم یا دیدم که پدری که کنار ما نشسته جلوی چشم دخترکش رو گرفته یا دو تا کبوتر عاشقی که پشت ما نشسته بودن و جیک جیک میکردند و هم دیگه رو از ترس بقل کرده بودند به غیر این که این نتیجه رو گرفتم که جنگ به هر صورت بده چه حرب باشه چه غزوه باشه چه جهاد و ...

این غیر اخلاقیه که یه همچین صحنه هایی رو به همه ی رنج های سنی جامعه نشان بدهی اون هم جامعه ای که انتظار فیلمی مثل لیلی با من است یا اژانس شیشه ای رو دارند که درسته جنگیه و بد بودن جنگ یا پس از جنگ رو به تصویر میکشه ولی چنین صحنه های خشنی نداره و قاعدتا بیننده هم انتظار دیدن چنین صحنه های خشنی ذر سینما اون هم کنار کودک و یا افراد رقیق القلب ندارد.

اگر بهونه ی این دارید که خب اره حقیقته دیگه باید نشون داد که یه همچین جنایاتی رو داعش رقم زده اگه این جوریه تجاوز هم نشون میدادید به هر صورت داعش تجاوز هم میکرده تجاوز رو نشون بدید نه این که شبیه به تجاوز هایی که فیلم هاتون نشون میده که گریه میکن فقط تجاوز واقعی با ریز صحنه

دیدن فیلم لحظه ی گردن بریدن با استفاده از سرنیزه اونم به صورت کاملا لایو و برخط خیلی فرقی با دیدن فیلم لحظه ی تجاوز گروهی نداره و هر دو تاثیر خیلی وحشتناکی روی مخاطب داره

  • سید هاشم زرین کیا