توسعه

وب سایت شخصی هاشم زرین کیا

توسعه

وب سایت شخصی هاشم زرین کیا

توسعه

هاشم زرین کیا هستم علاقه زیادی به یاد گرفتن و یاد دادن و ارزش ایجاد کردن دارم.
این یادگیری میتونه مطالعه کاغذی باشه میتونه تو کار باشه یا حتی تو سفر یا شاید هم همنشینی با انسان ها و البته متمم خوانی یا در راه متمم خوانی باشه.
تا الان یه کارایی کردم الان یه کارایی میکنم و یه کارایی هم در آینده قراره بکنم.
این وبلاگ بیشتر جایی است که من توش تمرین نوشتن میکنم و البته سعی میکنم دیدگاهم رو نسبت به چیز ها مطرح کنم پس انتطار ساختار های علمی و اکادمیک نباشید.
نوع نوشتار این وبلاگ هم بیشتر شبیه گفتار روزمره من است تا نگارشی از جنس بسیار رسمی کتابی

ضمنا با عرض پوزش بابت این که فونت کلمات پست ها خیلی کوچکن دلیل این که فونت این وبلاگ به این شکل است دو تا چیزه:

1 - اونی که قصد خواندن داره دنبال خواند سرسری نباشه
2- بیشتر با متن کلنجار بره

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «اعدام» ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

ایده ی نوشتن این پست شاید به چند ماه قبل برگرده ولی درگیری ذهنیم نسبت به قانون اعدام و قصاص و مجازات به سال ها پیش بر میگرده.

قضیه خیلی ساده است.اعدام و قصاص در قانون کشور ایران وجود داره


متاسفانه وقتی از نه به اعدام حرف میزنی یه سری متعصبین به سمتت حجوم میاورند و معمولا هم میفرمایند: پس اگه فردی یک نفر از اعضای خانوادت رو کشت تعرض کرد و یا گروگان گرفت رو باید بریم بوسش کنیم و بهش جایزه بدیم.

یا اعدام قاتل اتنا و متجاوزان یا حتی ریگی و ... رو مثال میزنند.

در ابتدا باید عرض کنم که اعدام کردن ساده ترین راه حل است و متاسفانه همیشه تاریخ ساده ترین راه حل اولین راه حل بوده است.


دلایل فرهنگی ایجاد بزه در جامعه


مهم ترین نکته ای که وجود داره اینه که در ابتدا باید جلوی  اقدام به بزه را گرفت.

وجود فقر در جامعه و از طرف دیگر شئن بودن ارتکاب جرایم خشن در آن جامعه یکی از مهم ترین دلایل وقوع جرم است.


در جامعه ای که راهی برای امرار معاش نیست راهی برای از منجلاب فقر بیرون رفتن وجود نداره طبیعیه که اعتیاد هم میشه بخشی از اون جامعه روسپی گری در اون جامعه امری است طبیعی و قاعدتا بزه های سخت مثل دزدی قتل زورگیری و... نیز در آن جامعه اتفاق میفته (مهم ترین توجیه افرادی که اعدام را توصیه میکنند بحث ایجاد ترس و ارعاب کردن در بین افراد دیگر است که بدانند در صورت وقوع جرم  میکشیمت پس حساب کار دستت بیاد ولی مورد اینه که قانون گذار مسئله رو از زاویه ی درستی نمیبیند و اون زاویه اینه که اون فردی که این جرایم را مرتکب میشه اصلا امیدی به زندگی نداره زندگی براش با ارزش نیست مردن اون رو نمیترسونه حتی اگر اون جرایم رو هم مرتکب نشه باز هم این مرگ نیست که اون رو میترسونه بلکه ابرو است ) مشکل کار همینه حکام جامعه و از اون مهم تر مردم جامعه باید به سمت ایجاد انگیزه کردن در بین همه مردم و از طرف دیگه فرهنگسازی کار های مثبت قدم بردارند و البته ایجاد قنائت طبع در مردم و از همه مهم تر به سوی ایجاد معاش حداقلی جامعه حرکت کنند.

وقتی در جامعه ای کودک هفت هشت ساله کارد سلاخی تو جیبش داره و یا به علت این که به دوست دختر - همسر و یا خواهرشون (ناموس) حرفی زدن نگاهی کردن میکشتش و یا مجروحش میکنه(اگر هم این کار رو نکنه بی غیرته) یا سره یه بوق زدن ساده درگیری پیش میاد یا برای به اصطلاح رو کم کردن درگیری پیش میاد (مهم ترین کار و اولین کاری که باید کرد اینه که افراد جامعه در وحله اول آموزش مناسبی رو ببیند و در فرهنگ غنی رشد بیابند که احتمال وقوع همچین اتفاقاتی بسیار کمه در قسمت دوم مجازات ها و تنبیهات رو از بعد احساسی خارج کنند و آموزش و متنبه کردن آدم ها رو جایگزین برخورد خشن بکنند)


جایگزین راه های قصاص و مجازات

اگه به خاطر داشته باشید چند سال پیش یک فرد ملی گرا در یکی از کشور های اسکاندیناوی (نروِژ) وارد یک جشن در جزیره ی یوتویا شد که در این جشن یک کلوپ نوجوان ها و جوانان در اون شرکت کرده بودند شد و شروع به ایجاد انفجار و تیراندازی مستقیم به افراد حاضر در محل کرد در اون حادثه هفتاد شش نفر کشته شد وقتی فرد خاطی دستگیر شد قاعدتا اگر در یک جامعه ای مثل ایران بود اصلا فرد مورد نظر به دادگاه هم کشیده نمیشد (حتی شک دارم که اصلا دستگیر میشد و همون جا میکشتیمش) ولی حکم صادره زندان بود اون هم زندان کوتاه مدت و به شرط متنبه شدن فرد ضارب آزاد میشد.

یان ایگلند، از مقامات پیشین وزارت خارجه نروژ و معاون دیده‌بان حقوق بشر معتقد است: "تنها راهی که واقعا می توان با اقدامات تروریستی مقابله کرد این است که به آنها نشان دهیم از آنها بهتر عمل می کنیم."


من اخبار این حادثه ی دردناک رو دنبال میکردم وقتی به مصاحبه یک مادری که دو فرزند دختر و پسره نوجوانش را در این حادثه ی دردناک ماز دست داده بود برخوردم .اقعا متعجب شدم.

وقتی مادر فرزند از دست رفته گفت: اگر ما هم این فرد رو بکشیم مثل اون رفتار کرده ایم و کار وحشتناک رو با کار وحشتناک جواب نمیدهند بلکه اموزش و اصلاح کردن راه درست است و باید فرد رو اصلاح کرده و به جامعه بازگردانیمش !؟؟!


جرایمی که در ایران حکم اعدام دارند:

تا اون جایی که من میدونم اعمالی که در ایران مجازات اعدام دارند عبارت است از:

ارتکاب مکرر دزدی - سرقت مسلحانه(محاربه) - گروگان گیری ( محاربه) - شرب خمر برای سومین بار - قاچاق مواد مخدر - نشر اکاذیب - مخالفت با حکومت ( محاربه ) - قتل - زنا - تجاوز - نفی خدا و پیامبر - تغییر دین - فراخواندن افراد به غیر از مذهب و دوری کردن آن ها از مذهب و تفکر رسمی دولتی - نگرش جدید اوردن و یا در حقیقت فرقه ایجاد کردن دین - اختلاص و به هم زدن نظام مالی - توهین به پیامبران و ائمه - قطاع الطریق -توسل به اسلحه - اتهامات سیاسی - قطاع الطریقی


به غیر از این 21 موردی که قانون حکومت ما اعدام رو در نظر گرفته چیز دیگه ای تو ذهنم نیست.


مورد دیگه ای هم وجود داره برخورد احساسی حکومت و مردم نسبت به قضیه اعدام است وبر فرض مثال:

جوان همدانی که سرقت مسلحانه از طلا فروشی کرده و به اعدام محکوم شده با تحت فشار قرار دادن و بار احساسی ایجاد کردن در جامعهبه واسطه ی فضای مجازی فرد مورد نظر مورد بخشش رهبری قرار گرفته شد و اعدام نشد؟؟

مشکل من اعدام نشدن این فرد نیست ( خدا رو شکر که این فرد کشته نشد) اما بحث سره زمانیه که این فرد احساسی ازاد شد اگر این فرد ازاد شد و اعدام نشد باید اون بدبختی هم که داخل ماشینش مواد بود و نمیدونست و از سره بیچارگی این کار رو کرد هم اعدام نشه - اصلا محارب های دیگه هم اعدام نشه حالا چون این فرد رسانه ای شد کس و کار داشت اعدام نباید بشه؟ و اگر فردی کس و کار داشت اعدام نشه(میشناسم افرادی را که حکمشون باید اعدام اعلام میشد ولی به علت لابی و یا هزینه کرد وکیل و...) اعدام نشدند.

ایا چون این جوان خوشتیپ بود اعدام نشه ؟

اگه پیر و معتاد بود اعدام باید میشد؟

(یاده اون بازداشتی های دی ماه افتادم که در زندان خودکشی شدند)

رفتار های شبیه به اعدام نشدن این جوان و یا اعدام شدن دیگران اصلا عادلانه نیست مثل اون پیرمردی که در انتخابات ریاست جمهوری از روحانی طرفداری کرده بود و بعد ها خودرو بهش دادند یا اون پیرزن شالی کار شمالی که عملش کردند و ویلچر خریدند برای ایشان (این همه پیرزن شالی کار )

ایا پسندیده تر نیست که به جای حمایت از اعدام نکردن اون شخصی که قاچاق مواد میکنه یا به محاربه و یا قتل پرداخته است ا اگر ما سمت این برویم که جامعه جوری ساخته شود که این اتفاقات نیفته بهتر نیست؟

اگر جای این که از مهاجر افغان که ممکنه بر ما خسارت بزنه (و مطمئنا میزنه ) بنترسیم به سمت توانا کردنش بریم بهتر نیست؟ و بهتر نیست که بگذاریم که در این مملکت کار کنه و فرزندانش درس بخونن ؟

اگر به کودکان کار و حاشیه توجه کنیم و از زنجیره ی کودک کار پدر معتاد متجاوز کودک کش -کودک کار بیرون کنیم به غیر از این که حس امنیت رو در جامعه بالا بردیم میتونیم مطمئن باشیم که جامعه ما هم رشد بالایی میکنه.




پینوشت مهم :


امروز چهارشنبه است روز بعد از این که خبر مشمول شدن عفو رهبری در مورد حکم اعدام آن جوان همدانی(سارق مسلح) در شبکه های اجتماعی و خبرگزاری ها منفجر شد.

اما خبر امروز صبح خیلی ساده بود:

جوان همدانی اعدام شد.

اول از همه این رو بگم که بلاشک من خیلی ناراحت شدم از اعدام این جوان همدانی (در کل مرگ و رنج هر انسان و هر موجود زنده ای من رو غمگین میکنه) و از طرف دیگه حتی اگر یک فردی نجات پیدا کنه از اعدام موجب خوش حالی من میشه ولی باید با هم صادق باشیم اگر این بهمن عزیز از حکم اعدام رهایی میافت ایا این ظلم بر اقای چراغی نبود(همدست این جوان همدانی در این سرقت مسلحانه که حکم اعدام ایشان هم صادر شده است) به نظر من اگر بین ادم هایی که جرمی مرتکب میشوند یک سری برابر تر نباشند این خیلی خوبه

البته باز هم میگم که راه مقابله با جرم به هیچ عنوان اعدام نیست


از دستور ویژه تا تماس شخصی


باز هم یک مثال و باز هم یک هجمه ی شبکه های اجتماعی و... پیش آمد ظاهرا هر چند وقت یک بار طبیعی هست که یک شخصی در ایران بولد شود و اخبار به سمتش هدایت بشوند.

این بار قرعه به نام دانشجوی بیکار دکتری افتاد اما این روند تا به کی میخواهد ادامه یابد در ادامه متنی که دکتر فردین علیخواه جامعه شناس در این مورد نوشته اند رو مطالعه بفرمایید


دانشجوی دکترای منابع آب کلیپی از خود در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌کند و نشان می‌دهد که به کارِ جارو زدن و نظافت یک سوله بزرگ در شهر اهواز مشغول است. این فیلم در شبکه‌های اجتماعی بازنشر می‌شود.

در سال 96 هم عکس‌هایی درباره برخی از هم‌وطنانمان منتشر شد. البته این‌ها را نه خود آنان؛ بلکه دیگران از آن‌ها تهیه و در شبکه‌های اجتماعی منتشر کردند. برای مثال عکس میرزا آقا؛ دست‌فروش اردبیلی در یک گردهمایی انتخاباتی؛ یا عکس کبرا رحمتی؛ زن سالمند گیلانی که با چهارپایه پلاستیکی به سمت صندوق رأی می‌رفت ازجمله آن‌هاست. مشکلات فردی این افراد با « عنایت و دستور ویژه رئیس‌جمهور» یا وزیر کار و تأمین اجتماعی حل شد. درواقع انتشار عکس در شبکه‌های اجتماعی باعث ابلاغ دستور ویژه برای حل مشکل یک نفر شد. شانسی که ممکن است به‌سختی برای کسی پیش بیاید و واقعاً هم یک شانس است.

به مثال دانشجوی دکترا برگردیم. ایشان در مصاحبه‌ای گفته‌اند که پس از انتشار این کلیپ، آقای جهانگیری شخصاً با ایشان تماس گرفته و در تماسشان گفته‌اند که در طول دوره کاری‌شان؛ او یعنی این دانشجو اولین نفری است که جناب ایشان شخصاً با او تماس گرفته است. یعنی آنکه تاکنون برای کسی این کار را نکرده است.

روشن است که هیچ‌کس به‌اندازه ما معلمان دانشگاه از دیدن این تصویر رنج نمی‌کشیم و هیچ‌کس به‌اندازه ما معلمان دانشگاه از حل این مشکل خوشحال نمی‌شویم. هم‌اکنون مهم‌ترین مسئله ما معلمانی که در مقطع دکترا تدریس می‌کنیم همین است. دانشجویانی داریم که کار می‌کنند و کارشان هیچ ارتباطی با حال و هوای تحقیق، پژوهش و تحلیل ندارد و به کاری مشغول‌اند که صرفاً جهت گذران معیشت انجام می‌شود. گارسونی، نگهبانی ساختمان، کشاورزی و بوتیک‌داری ازجمله آن‌هاست.

جناب جهانگیری، ما به شما رأی دادیم تا بساط اقدامات پوپولیستی برچیده شود. لطفاً توزیع فرصت‌ها و شانس‌ها را عادلانه کنید. رویه‌های اختصاصِ فرصت ها به آدم‌ها را نظام مند کنید. چرا سعی می‌کنید مشکلات به شکل شخصی و موردی حل‌وفصل شود؟ اگر در قسمت‌های مختلف کشور ظرفیت‌هایی وجود دارد که فکر می‌کنید چنین دانشجویانی می‌توانند از آن‌ها استفاده کنند به‌جای تماس تلفنی با یک نفر، لطفاً  دستور بدهید که فراخوانی منتشر شود و افرادی که متقاضی آن فرصت شغلی هستند پس از گذراندن سازوکارهای لازم، در صورت داشتن شایستگی‌ها، از آن فرصت برخوردار شوند. من خوشحالم که مشکل این دانشجو قرار است حل شود ولی هم‌اکنون هرکدام از ما معلمانِ دانشگاه چنین دانشجویانی داریم. لطفاً یا دفترتان شماره تلفنی اعلام کند تا ما به دانشجویانمان بگوییم که با شما تماس بگیرند یا آنکه بفرمایید دانشجویان این کلیپ‌ها را در کجا منتشر کنند و مطمئن باشند شما آن را خواهید دید چون ظاهراً از تلگرام خارج شده‌اید.

دانشجویان عزیزم که به خاطر ساعات کاری طاقت‌فرسا؛ یک‌درمیان به کلاس می‌آیید و من هم استاد بداخلاقی هستم و مدام شما را سرزنش می‌کنم. کلیپی از خود منتشر کنید و وضعیتتان را توضیح دهید. خدا را چه دیدی. شاید یکی از مسئولان کشور کلیپ شما را دید و فرصت‌ها به رویتان باز شد. ظاهراً در این کشور برنامه مدونی برای حل مشکلات وجود ندارد و مسائل قرار است با عنایت ملوکانه حل شود.


  • سید هاشم زرین کیا