توسعه

وب سایت شخصی هاشم زرین کیا

توسعه

وب سایت شخصی هاشم زرین کیا

توسعه

هاشم زرین کیا هستم علاقه زیادی به یاد گرفتن و یاد دادن و ارزش ایجاد کردن دارم.
این یادگیری میتونه مطالعه کاغذی باشه میتونه تو کار باشه یا حتی تو سفر یا شاید هم همنشینی با انسان ها و البته متمم خوانی یا در راه متمم خوانی باشه.
تا الان یه کارایی کردم الان یه کارایی میکنم و یه کارایی هم در آینده قراره بکنم.
این وبلاگ بیشتر جایی است که من توش تمرین نوشتن میکنم و البته سعی میکنم دیدگاهم رو نسبت به چیز ها مطرح کنم پس انتطار ساختار های علمی و اکادمیک نباشید.
نوع نوشتار این وبلاگ هم بیشتر شبیه گفتار روزمره من است تا نگارشی از جنس بسیار رسمی کتابی

ضمنا با عرض پوزش بابت این که فونت کلمات پست ها خیلی کوچکن دلیل این که فونت این وبلاگ به این شکل است دو تا چیزه:

1 - اونی که قصد خواندن داره دنبال خواند سرسری نباشه
2- بیشتر با متن کلنجار بره

۱۰ مطلب با موضوع «پیشنهاد شخصی» ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

سخت مشغول ادامه ی کتاب انسان خردمند هستم کتاب خیلی جالبیه


(یه کار دیگه ای هم که دارم میکنم اینه که هر دفعه که چند صفحه ای رو میخونم میرم دربارش و یه جورایی خلاصه ی اون رو به صورت داستانی برای کسی تعریف میکنم:) کار جالبیه هم برای خودم یاد اور میشه هم سعی میکنم توانایی خطابه و توضیح دادنم و به عبارت دیگه داستان گوییم رو قور کنم:)


  • سید هاشم زرین کیا
  • ۰
  • ۰
بعد از شکسته شدن اخرین اسمارت فونی که داشتم (به گمانم در مرداد ماه بود!؟؟!) تصمیم گرفتم که از اسمارت فون ها استفاده نکنم یه پستی در این باره هم نوشتم 

در این مدت در صورت نیاز به استفاده از اینترنت از لپ تاپ و یا پی سی استفاده میکردم.(البته گوشی موبایل مورد استفاده من در اون مدت گوشی کترپیلار B225 بود که الحق و الانصاف واقعا گوشی بی نهایت محکم و قابل اطمینانی بود (ولی خب کریزی فون بود) گوشی های ساده که هوشمند نیستن و پردازنده دوربین و قابلیت استفاده از اینترنت را ندارند موجب مشکلات بزرگی میشود از جمله :

1- امکان نداشتن ضبط مکالمات
2- مشکل در عکاسی و فیلم برداری
3- مشکل در ارسال داده های داخل گوشی
4- ناتوانی در سیو کردن کامل اطلاعات کنتاکت لیست
5- قاعدتا نداشتن قابلیت اتصال به اینترنت و گوگل کردن یا دسترسی به تلگرام و ایمیل
6- نداشتن الارم لیست
7- نداشتن نرم افزار های موبایلی مرتبط به فعالیت هایم
8- سوال کردن متعدد از این که چرا اسمارت فون نداری؟!؟!
9- ماشین حساب خوب نداشتن
10- مشکل در همراه نداشتن مدارک

با در نظر گرفتن این مسائل تصمیم به این گرفتم که اسمارت فون بخرم :) حالا خب چی بخرم!!؟؟؟! اندرویدی؟؟ یا ای او اس؟؟ یا شاید هم ویندوزی؟؟!

با در نظر گرفتن شرایط موجود و بررسی نیاز هایم گوشی شیاومی MI 4  رو خریدم.
وقتی مشخصات تجهیزات این گوشی رو دیدم گفتم اااا انگار برای من ساخته شده است.

1- مشخصات سخت افزاری خیلی قابل قبول (رم سه گیگ - پردازشگر 801 اسنپدراگون - اخرین ورژن اندروید و .... )
2- نداشتن هندزفری؟!؟!( من هر اسمارت فونی میخریدم به هر صورت از هندزفری که دارم استفاده میکردم )
3- طراحی خیلی زیبای بدنه و رابط کاربری خیلی خوب
4- دوربین های بسیار خوب (هم سلفی و هم دوربین عقب از لحاظ فیلم برداری هم بسیار عالی عمل میکنه)
5 قیمت بسیار بسیار مناسب
6- البته با برند خیلی فوق العاده جالب شیاومی اشنا شدم :) که همه چی میزنه از ماشین لباس شویی و چراغ و پریز و .... که همه ی این دستگاه هاش اسمارت هستند و قابلیت های جالب زیادی دارند.



به هر صورت این گوشی رو خریدم امید دارم (در حقیقت حداکثر تلاشم رو هم میکنم) که عمر طبیعی داشته باشه (بر اثر حادثه و یا سرقت اتش سوزی و یا انفجار از بین نره:) البته بیمه کامل کردمش و خیالم راحته)

پینوشت: خیلی خوش حالم که از بازی مسخره ایفون بازی (اپل بازی اومدم بیرون ) یه نگاه ساده به طیف های متنوعه جامعه بندازی دقیقا میبینی این زامبی گری ایفونی چقدر چقدر جدی هست استفاده از اسمارت فونی که هیچ کارایی خاصی برایشان ندارد!؟!؟(اگر جامعه اماری حداقل 200 نفره ایفون دار هایی رو که میشناسم و گوشیشون رو دست گرفتم و نرم افزار ها و مورد مصرف آن ها رو دیدم دیده بودید احتمالا هم نظر با من میشدید) البته دوست عزیزی که ایفون داری امیدوارم ازش لذت ببری تو آنی که در پی آنی عزیزم و البته خواهش میکنم دلگیر نشو از حرف بنده حقیر من به این دلیل این رو مطرح کردم که فقط و فقط دیدگاه شخصی خودم رو عرض کنم


  • سید هاشم زرین کیا
  • ۰
  • ۰

معرفی کتاب

به غیر از رصد اتفاقات حال حاضر در مناطق مختلف کشور که خب فضای کشور رو امنیتی کرده (اونم تو این هوای بارونی البته مهم ترین چیزی که نشون دهنده ی این فضای امنیتی در آمل هست همانا این است که برای استفاده از نرم افزار پیام رسان ت ل گ ر ا م و یا شبکه اجتماعی ا ی ن س ت ا گ ر ا م باید اول فیلتر شکن و اتصالات وی پی ان رو روشن کرد:) 

به هر صورت از این مبحث بگذریم میخوام چند تا کتاب فوق العاده رو که چند وقت اخیر باهاش درگیر بودم رو معرفی کنم :)


کتاب اول خانواده لاجوردی



این کتاب به بررسی خاندان لاجوردی پرداخته است لاجوردی ها در سه نسل در زمینه ی تجارت تولید و صنعت فوق العاده ظاهر شدند این کتاب از پادویی نسل اول و بررسی اوج گیری این خانواده و فعالیت های فوق العاده اصولی و ره اورد های این خانواده پرداخته است و البته در اخر هم که اموالشون مصادره شد:)

یک سری از فعالیت های این خانواده:

پارچه و نخ ریسی(در حدی که از صنعت لباس ایتالیا هم جلو زد)

روغن نباتی ( روغن نباتی بهشر که در حال حاضر لادن نام داره )

صنایع ساختمانی و اکام ها

دانشگاه مدیریت

و.....


این کتاب به کسایی که به تاریخ معاصر و البته زندگی نامه انسان های بزرگ علاقه دارند شدیدا توصیه میشود.



کتاب دوم بازجویی از صدام



خوندن این کتاب هم به کسی که به اتفاقات خاورمیانه علاقه دارد و یا علاقمند است که با ساختار ذهنی یک ادم بزرگ اشنا شود(البته خب قاعدتا هیتلر هم بزرگ بود عمر و عاص هم بزرگ بود منظور از بزرگ بودن تاثیر گذار بودن است فارغ از تاثیر مثبت و یا منفی (البته به نظرم صدام یه شخصیت خاکستری بود و دقیق نمیشه گفت که موجب خسارت به عراق و منطقه زده یا نه !؟!؟)

این کتاب که بر محوریت صدام حسین است بلاشک دیدی جالب و کم تر پیش داوری شده در مورد صدام رو به شما ارائه میدهد.(احتمالا ایده ای که در ذهن شما در مورد صدام هست قاتل خون خوار بغدادی است در صورتی که در واقعیت این گونه نبود )

خواندن کتاب بازجویی از صدام رو حتما پیشنهاد میکنم :)


انسان خردمند


این کتاب رو امروز شروع کردم ( این کتاب رو به عنوان کادو تولد هدیه گرفتم :)

کتاب رو تازه شروع کردم ولی تا الان که فوق العاده بود

ترجیح میدم معرفی نکنم چون محمد رضای شعبانعلی عزیز انقدر خوب این کتاب رو معرفی کرد که واقعا نمیتونم چیزی اضافه کنم به معرفی این کتاب توسط ایشان

  • سید هاشم زرین کیا
  • ۰
  • ۰
یه مسابقه ی خیلی جالبی هست که ما ایرانی ها داریم (البته نمیدونم کشور های دیگه هم این مسابقه رو دارند یا که نه) این مسابقه هم اینه که کی از همه بدبخت تره)



(به یه چند تا مکالمه عادی افراد میپردازیم)

سلام
سلام
خوبی؟؟
نه بابا چه خوبی؟؟ بدبخت شدم؟؟
اااا چرا؟؟ چیزی نیست بابا ؟!!!!
اره دیشب تا ساعت سه بیدار بودم ؟!؟!؟
ا من تا ساعت پنج بیدار بودم ؟!؟!؟هههه
دکترا گفتن تومور مغزی داری؟؟!!؟!؟
هههه دکترا به من گفتن چند وقت پیش مردی :))))

به مکالمه ای دیگر میپردازیم:

سلام حاجی خوبی؟؟
سلام قربانت چی بگم والله
کاسبی خوبه؟!؟!؟!؟!؟
هیییییییییی خراببببب پول ادم رو نمیدن کلی چک دارم دست مردم بازار هم ( شیشه ی پورشه پانامرا تورو  رو باز میده پایین تر که بتونن بهتر صحبت کنن)
اره بابا من هم اوضاعم خرابه باید برم فرش زیر پام رو بفروشم طلب مردم رو بدم ( گوشیه ایفون 10 تمام طلاش زنگ میخوره میره سمت مرسدس اس کلاس مشکی رنگش)




حالا از این که بگذریم و این که این تا چه حد واقعی و چه حد شوخی بود میرسیم به چگونگی مقاومت در برابر سختی ها زمانی که با تمام  وجود غمگینی مثل  وقتی که زنت نمی سازه مثل وقتی که دوستت می میره مثل  وقتی که تیمت می بازه با تمام وجود غمگینی مثل اوقات تلخ تنهایی ات.
حالا این وسط شکست مالی و عشقی و این داستان ها دیگه جوکه در برابر این حجم از غمناک بودن بعضی اوقات که احساس میکنی همه چی به هم خورده عزیزانت مریضن سختی دارن احساس میکنی بهت ظلم میشه مریض هم میشی مشکل عاطفی هم پیدا میکنی حالا این وسط گوشیت هم میشکنه و ماشین هم تصادف میکنی:)))

ولی باید مقاومت کرد باید جلوی سختی ها مشکلات ناراحتی ها مثل کوه وایستاد .
شاید الان بگی:

هاشم چی میگی بابا دلت خوشه

 اما هستمی آملی تیم دایمی سطح جهانی(البته اگر هم آملی نبودی میتونید از اسم شهر خودتون استفاده کنید) و هر چقدر هم احساس کنید ته ته ته ته بدبخت های عالم هستید باز هم باید مبارزه کرد و جلو رفت و رفت جلو هیچ کسی نه دوست نه خانواده نه دولت نه حاکمیت نه هیچ کسی دیگه ای از آسمون نمیاد که کمکت کنه به شما فقط و فقط خود فرد هست باید خود فرد باشه که جلوی این ها وایسه(البته دعای خیر ایجاد حس مقاومت و اعتماد به نفس بالا بردن از طرف اطرافیان واقعا میتونه کمک کنه به فرد)

میدونم گفتن این حرفا آسونه و عمل کردن به این نکات هست که سخته ولی بدونید همیشه راه های سخته که فولاد رو ابدیده میکنه و مرور زمان و تجربه اتفاقات اینده مشکلات قدیمی رو به یه رومان خنده دار تبدیل میکنه حتی اگر از بدترین اتفاق دنیا هم بد تر باشه  باز هم باید رفت جلو
یکی یه حرف خیلی جالبی میزد که من همیشه تو ذهنم مونده و احتمالا خواهند موند.


وقتی دو تا گزینه داشتی اونی که سخت تره رو انتخاب کن

 
  • سید هاشم زرین کیا
  • ۰
  • ۰

فاجعه دردناک

نیمدونم واقعا چی بگم خبر های خوبی از غرب کشور نمیاد.

این که یک سری انسان تحت شرایط خیلی بدی هستند(اقوامشان کشته شدند- خانه و کاشانه شان ویران شده است و.... ) اتفاقی که برای همه ی ما هم ممکنه بیفته ولی خب فارغ از این که دلیلش چی بود و چرا این همه کشته شدند و پدر سازنده هاشون بسوزه ایشالله به زمین گرم بزنه خدا این ها رو و یا این که الان هلال احمر داره دزدی میکنه سپاه بسیج فلانن و بیسانن اصلا و ابدا ابدا مهم نیست مهم اینه که کاری کنیم (یه جوی هم پیش اومده همه میخوان برن اون جا کمک؟!؟! در صورتی که وقتی برن اون جا یه عنصر اضافه ای بیش نیستن و من رو یاده اصل لونه سازی پلیکان ها میندازند)

با همه این اوصاف مردم دارن خیلی کمک میکنن (البته از خارج از ایران هم همین طور) ولی من به شخصه با شناختی که جمعیت امام علی دارم اهدافش برنامه ها ساختارش و ذهنیتی که به کمک رسانی دارد و .... خودم به شخصه از این جمعیت کمک میکنم و البته هر کمکی هم ازم بر بیاد انجام مید(از بسته بندی بار ها تا تبلیغات تا در اختیار گذاشتن انبار زرین سیستم یا ماشین ها )

جمع کردن کمک توسط علی دایی مستر تیستر و یا بقیه ی سلبرتی ها کاملا امری پسندیده است ولی اگر ما بیایم سازمان های مردم نهاد را تقویت کنیم به گمانم با شناخت و تجربه ای که تو این زمینه دارند کمک بهتری میتونن بکنن چه از لحاظ کمک های اولیه برای نجات چه اسکان موقت و اشتغال موقت یا کمک در اسکان دایمی و کمک به اشتغال (البته باید قدرت بیمه ها انقدر زیاد باشه که وقتی بیمه گذار ها تاثیری بد از حادثه ای دیدن جبران های بیمه انقدر زیاد باشه که مردم فقط و فقط کمک هایی روحی روانی و یا کمک به اون ساختار اجتماعی اقتصادی پشتیبان داشته باشه)

اما خب یه نقل قول منتسب از شهید بابایی هست که جالب بود برام: جنگ به شلیک گلوله نیست به احساس مسئولیت هست



پینوشت:  قضیه لانه سازی پلیکان ( یه داستانی هست که در مورد یک عکاس فشن که ساعتی ۵۰۰ دلار بابت شغلش دستمزد میگرفت از طرف دیگر این عزیز دل علاقه زیادی به پلیکان ها داشت و جزو کلوپ حمایت از پلیکان ها بود در زمان مهاجرت پلیکان ها یک برنامه ای چیده شده بود بابت کمک در ساخت لانه برای این پلیکان ها و به همین خاطر این عزیز ما روز دوشنبه که باید میرفت مزون میترا جون را تعطیل کرد و برای هشت ساعت کار برنامه ریزی کرد تا کمک کنه در ساخت لانه ها و سره همین قضیه میره ابزار فروشی تام و پسران که ابزار مورد نیاز رو هم بخره .خب این وسط همه میگن ای وای چقدر خوب این عزیز دل ما چقدر مرده خوبیه چقدر پرنده ها رو دوست داره و .... اما خب شاید ایشون یه گام مثبتی ور داشته و زین بحر فیروزه ای به گنجایش خویش برد هر کوزه ای اما خب این داداش ما اشتباه زده حالا چرا؟

یه نجار قابل بسیار بسیار بهتر میتونه کار نجاری کنه و قاعدتا از یه عکاس بیشتر در مورد چوب میدونه و خیلی سریع تر کار میکنه 

نکته دوم یه نجار قابل در ساعت حداکثر ۵۰ دلار دستمزد میگیره خب این عزیز ما اگر کاری که در روز دوشنبه قرار بود را انجام میداد و دستمزد حاصل از اون جا رو به اون نجاره میداد ۸.۵۰۰ = ۴۰۰۰ دلار که دستمزد ۲۰۰ ساعت کاره این عزیز دل ما بود و از طرفی کاری که این عزیز دل ما میکنه ۱ دهم کاره اون نجار حرفه ای نیست پس در حقیقت به جای هشت ساعت کار ۲۰۰۰ ساعت کار را از دست داد 

حالا شما فکر کنید این قضیه در مورد کمک های به زلزله زدگان صدق میکنه.

  • سید هاشم زرین کیا
  • ۰
  • ۰

خیلی عجیبه چند روز اخیر با موارد مختلفی مواجه شدم در مورد فیلد کاری و مطالعاتی و رشته ای که انتخاب کرده ام و دارم ادامه میدن؟!؟!




چند مدتیه که رشته های پزشکی و دروس علوم پزشکی (دندان پزشکی -داروسازی و.. ) خواهان بسیار زیادی در بین افراد پیدا کرده

پیرمرد پیرزن ها که به کنار حتی جوان ها هم به این سمت رفتن که اره دکتر بودن چقدر خوبه و ... (رتبه یک تجری کنکور دانشجوی برق شریف بود) و خیلی از افراد هم که رشته های غیر علوم پزشکی رفتند خودشان را مقایسه میکنند با دوستانی که پزشکی خوندن و پزشک هستن و مملکت و پزشکان را میبندن فحش:))


به گزارش ایسنا به نقل از پارسینه، میانگین سقف درآمد (دستمزد) بعضی از مشاغل در ایران بدون کالای سرمایه‌ای فقط از راه تخصص فردی بدین شرح است:

۱- دکتر مهندس مدیر کارخانه صنعتی سالانه ۶۰۰ میلیون تومان


۲- دکتر فوق تخصص جراحی پلاستیک و قلب سالانه ۸ میلیارد تومان


۳- دندانپزشک فوق تخصص جراحی فک و صورت سالانه ۱.۲ میلیارد تومان


۴- فوتبالیست و مربی فوتبال سالانه ۳ میلیارد تومان


۵- استاد تمام ممتاز سالانه ۱۵۰ میلیون تومان


۶- معلم کنکور درس زیست‌شناسی سالانه ۱.۲ میلیارد تومان


۷- معلم خصوصی کنکور رشته‌های ارشد سالانه ۶۰۰ میلیون تومان


۸- دکترای عمومی پزشکی سالانه ۱۲۰ میلیون تومان


۹- معلم ابتدایی با مدرک کارشناسی سالانه ۲۵ میلیون تومان


۱۰- کارگر حرفه‌ای جوشکار برج‌ها سالانه ۸۰ میلیون تومان


۱۱- سرآشپز حرفه‌ای سالانه ۲۵۰ میلیون تومان


۱۲- خلبان کاپیتان پایه 1 جهانی سالانه ۳۰۰ میلیون تومان


۱۳- دندانپزشک عمومی سالانه ۴۰۰ میلیون تومان


۱۴- آرایشگر زنانه سالانه ۳۰۰ میلیون تومان


۱۵- طراح لباس عروس سالانه ۱.۲ میلیارد تومان


۱۶- استادیار دانشگاه سالانه ۵۰ میلیون تومان


۱۷- نصاب ماهواره سالانه ۲۰۰ میلیون تومان


۱۸- نویسنده مشهور سالانه ۲۵۰ میلیون تومان


۱۹- بازیگر مشهور سینما سالانه ۸۰۰ میلیون تومان


۲۰- برنامه‌نویس کامپیوتر سالانه ۳۰۰ میلیون تومان


۲۱- مجری مشهور اخبار سالانه ۱۵۰ میلیون تومان


۲۲- تعمیرکار خودرو سالانه ۶۰۰ میلیون تومان


این بخشی از آماری است که از یک پایان‌نامه دکترا برداشت شده است. این آمار مربوط به سال 93 است که با تحقیق میدانی و رصد از بیش از 200 شغل در شهر تهران بدست آمده است.


ولی نمیدونم زمانی که انتخاب رشته و موقعیت انتخاب ادامه تحصیل دوره ی ما بود( اوف چه حالی میده شدیم پیشکسوت:) دوره ی ما دوره ی قدیم موقعی که مدرسه ها دبیرستان داشتن و پیش دانشگاهی و این داستان ها سال ۱۳۸۶ حدودا ده سال پیش تقریبا بحثی در مورد انتخاب رشته ای که باید داشته باشم نداشتم یعنی یا مهندسی بود یا مهندسی:)) البته تقریبا همه بچه های مدرسه ما (سمپاد) این انتخاب رو کرده بودن به جز 9 نفر که تقریبا به جز دو نفرشون همه شاگرد های تنبل بودند اون دو نفر هم معمولی)

البته خودم هیچ وقت در هیچ زمانی از زندگیم (به جز چند وقت پیش که دیدم جالب بود اگه پزشک بودم مخصوصا پزشک جراح عمومی که تحت هر شرایطی میتونستم به ادم ها کمک کنم (البته جرقه اش بعد از واقعه نسل کشی مسلمانان در افریقا خورد که وقتی دیدم این جوری دارن ادم کشی میکنن و هر جور فکر کردم که چه جوری میشه به این ها کمک کنم هیچ نتیجه ای نرسیدم:( یه لحظه به ذهنم اومد که اگه پزشک بودم میتونستم برم تو مرز و اردوگاه ها بهشون کمک کنم البته این هم تو ذهنم بود اگه بیلیونر بودم میرفتم با اون طرف های دعوا حرف میزدم میگفتم کلا چقدر ؟؟ چقدر بدم بیخیال این بدبختا شید؟؟) البته دلیلش هم احتمالا این بود هیچ کدوم از دور وریام دوستان و اشنایان و اقوام هم هیچ حرفی از علوم تجربی رفتن هم نزده بودند.

البته فقط یه دوستی داشتم که سال بالایی ما بود و میخواست تجربی بره و پزشکی بخونه بهش گفتم اقا واقعا چرا میخوای بری چند تا سوال هم ازش کردم ؟

گفتم ببین اقا تو تا درست تموم شه میشی سی سال:))

یا این که انقدر پزشکا و جراح های بی کار داریم(یه موقعی بود که طبق خبر های رسمی نزدیک به سی درصد از فارغ التحصیلان پزشکی زیره خط فقر بودند)

جوابش جالب بود:

گفت یک این که درسته من از تو یه سال بالا تر هستم ولی دو سال ازت کوچک ترم ؟!!؟ در حقیقت این عزیز ما 16 سالگی وارد رشته ی پزشکی دانشگاه تهران شد(رتبه اش تک رقمی شده بود یادم نمیاد دقیقا چند )

دوم این که از بچگی عاشق دکتر شدن بودم و مهم نیست برام پولش

سوم این که من مجبورم این کار رو بکنم(دلیلش یکم شخصی بود که نمیتونم بگم شرمنده :)


به هر صورت این که کل برخورد های من با جامعه پزشکی و پزشکی همین بود و تمام :)

ولی دلایلی که به نظرم افراد نباید این جامعه جوون این هجمه عجیب غریب رو به سمت پزشکی بیارند و دلایلی که باید بیارند:

1 اگر دوست داشتید یه در امد قابل قبول استیبل داشته باشید ( در حقیقت چه سیل بیاد چه زلزله و یا .... باز شما پزشکی و میتونی یه فنی بزنی )

2 اگه ادمی هستی که دوست داری پزشک خوانده شی و ارج پزشک بودن رو بهت داشته باشن

3 اگه دوست داری شب بیداری و کتاب های مسخره خوندن بدون جذابیت داشته باشی

4 مثل یه کامند باشی

 5 بیست و چهار ساعته شاغل باشی(یه عزیزت مرده ملت سره جنازه ازت سوال پزشکی میکنن؟؟!؟!)

6 اگه دوست داری پزشکی رو خب بخون

7 - البته یه دلیل دیگه ای هم تو ذهنم هست اینه که ظرفیت پزشکی بسیار محدوده دانشگاه های علمی کاربردی و پیام نور غیر انتفاعی سره کوچه رشته های پزشکی رو ندارن)

8 - اگر انقدری که در زمینه خوندن و یاد گرفتن پزشکی وقت و تلاش میکنید در هر زمینه ی دیگری در این حد تلاش کنید و با همون ریسک و نگاه درست شک نکنید موفق میشید:)


ولی الان یه حرفی دارم با کسایی که دارن تو زمینه یی پزشکی کار میکنن و کسانی که دوست دارن تو این زمینه تحصیل کنن

 اول از همه ای کسی که دوست داری پزشکی بخونی سلام :)
ببین عزیزم شما رشته ای رو که میخوای بخونی رو باید برای ده تا چهل ساله اینده ترسیم کنی میدونی چی میگم؟؟ یعنی در حقیقت اون سالا چه طوره( نمونه بارزش بچه های دهه 50 ای که پزشکی خوندن و بین سال 78 تا مثلا 90 اینا بی کار بدبخت فلک زده بودند :) و بچه ها زیاد شدن که پزشکی بخونن و دیدن اا چقرد بد بعدش بچه ها نشستن مهندسی خوندن:) و الان بدبخت شدن :)) این نکته خیلی مهمه دقت کن بهش

دوم دوست عزیز یه کاره سادست اینقدر خیال باف ببین از بچه های تجربی چند تاشون میرن پزشکی از بچه های پزشکی چند تاشون درسشون تموم میشه از اونایی که تموم شده چند تاشون تخصص خوندن بعد اونایی که تخصص خوندن چندتاشون فوق تخصص بعد بگو که اره من میخوام فوق تخصص جراحی قلب بگیرم:))

سوم با پیشرفت تکنولوژی مخصوصا تکنولوژِی های زیستی (قرن 21 قرن زیست هست و قرن بیست قرن فیزیک بود (بمب اتم-هوانوردی- نیمه هادی ها و....)) احتمالا خیلی از کارا رو هوش مصنوعی و البته کیت ها و ربات ها انجام خواهند داد پس بازار پزشکی کوچک تر میشه و بیشتر مهندسینی میخواد که این ها رو انجام بدن
توصیه به پزشکان و دانشجویان پزشکی با تکنولوژی اشنا بشید (همین )


راستی این مقاله خیلی ادامه داره خیلی باید تغییر کنه خیلی باید اضافه شه بهش و .... اما فعلا گفتم همین خط خطی ها رو هم بزارم تو وبلاگ :))
  • سید هاشم زرین کیا
  • ۰
  • ۰

نه به اسمارت فون

اگه جز دوستان و اشنایان من باشید و شناخت کمی هم داشته باشید درباره من بلاشک میدونید که من چقدر عاشق تکنولوژی هستم پس لطفا از گفتن این که من ادم کدی هستم ( و شبیه اون ادم هایی هستم که میگم اره قدیما خیلی خوب بود خونه ها بزرگ بود همه فامیل با هم بودن و غذا کم بود ولی با محبت بود مردم سالم بود نو .... نیستم )استفاده نفرمایید.

تکنولوژِی چیز عالی هست فوق العاده خیلی عالی ( البته تاثیر اصلی تکنولوژی بالا بردن سرعت کار ها است پیاده میشه از جایی به جایی منتقل شیم اما با کنکورد میشه خیلی سریع از جایی به جایی رفت(میدونم کنکورد دیگه بازنشست شده ولی هنوز هم سریع ترین روش انتقال مسافر تاریخ بوده البته شما بهتر از هر کسی میدونید اقامون ایلان ماسک داره هایپر لوپ و اون انتفال روی زمین با فضاپیما دراگون رو توسعه میده )

با توسعه تکنولوژی موبایلی و اینترنت و نرم افزار ها زندگی ها سهل ساده دقیق و زیبا تر شده 

حالا شما هم میگید اره دیگه اسمارت فون ملموس ترین و البته نزدیک ترین چیزی است که از تکنولوژی روی ما سواره ( البته من بار ها و بار ها در مقالات مختلف و سخنرانی ها ذکر کردم که اسمارت فون ها نزدیک ترین چیز نیست نزدیک ترین کسه چون جزیی از انسان مدرن شده و البته در خیلی از افراد اون ادمه جزیی از اسمارت فونه شده است)

من معتقدم که اسمارت فون موجب شده همه ی ادرس ها رو سریع ترین حالت پیدا کنیم موجب شده هر جا خواستیم هر لحظه از زمان سرگرم بشویم موجب شده هر چیزی که جالب بود رو در لحظه ثبت کنیم (عکس صدا ویدیو و متن) هر جا خواستیم هر چیزی که رو میتونیم به اشتراک بزاریم چه به عنوان ویدیو چه عکس و چه متن چه با دوستانی که یه پله دور ترند (با اینستاگرام) یا افرادی که حلقه نزدیک ترن(تلگرام و واتس اپ)

حالا میخوام چند دلیل اصلی رو بگم که چرا از اسمارت فون استفاده نمیکنم(من هیچ وقت تجویز نمیکنم ندیده و نشنیده هم چین چیزی رو)

۱- نمیخوام همه جا سرم تو اسمارت فون باشه

۲- نمیخوام تمرکزم به فنا بره و هر لحظه در حال چک کردن نوتیفیکیشن باشم

۳- نمیخوام روابط با تعداد زیاد ولی عمق کم داشته باشم(یه مثال سوپ هست که جالبه )

۴- دوست ندرام هر لحظه همه چیز رو هی ثبت کنم و اون لحظه رو از دست بدم

۵- نمیخوام به هر دلیل مسخره ای افرادی مجانی با هام تماس داشته باشند و چرت و پرت بگند

۶- نمیخوام شب با چک کردن اسمارت فون بخوابم و صبح هم باهاش بیدار شم حموم و دستشویی و سر غذا هم مسلح به خراب کننده ترین چیز دنیا باشم

۷- نمیخوام وقتی حضوری با یه سری هستم غیر حضوری با کسی دیگه ای هم باشم

۸- نمیخوام همزمان چند کار را انجام دهم چون مولتی تسکینگ سرعت و دقت کار ها رو نابود میکنه ( هر کسی هم غیر این بگه و بفرمایند خیر مغز بنده همزمان چند کار میتونه بکنه یا مغز زنان این جوریه اون جوریه و...داره اشتباه میکنه و چیزی در مورد ساختار های مغزی نیمدونه به عبارت دیگه توهم داره همون طور که سابقه نداشته یه نفر بگه اوه من الکل مصرف کردم رانندگیم خطرناکه بلکه میگن: من؟!؟!؟ حالم عالیه خیلی هم دقیق هستم و در بهترین حالت رانندگی به سر میبرم ... :))))


  • سید هاشم زرین کیا
  • ۰
  • ۰

کیبورد درمانی

شاید تیتری که برای این پست گذاشتم یکم عجیب باشه
کیبورد درمانی؟؟!!!
قاعدتا کیبورد یه قرص نیست یا یه میوه افریقایی یا در جنگل های امازون نیست
بلکه همین کیبوردی که جلو روی شماست همون کیبورد رو میگم
ایزاک اسیموف رو به یاد میارم (احتمالا یکی از بیشترین نویسنده های دنیا بود با اون حجم از نوشته ) بهش گفتن اگه بگن یه ساعت دیگه میمیری چی میکنی؟؟؟ گفت تند تر تایپ میکنم
 یه حس فوق العاده ای در انسان ایجاد میشه وقتی تمام چیزی که تو ذهنشه رو منتقل میکنه به کیبرود از ایده هاش دغدغه هاش و خیلی چیز های دیگه میگه از این میگه که چه جوری میشه دنیا بهتر شه از ارزو هاش میگه از زیبایی های دنیا میگه همین ها هستن که دنیا رو میسازن.
و این بهش ارامش میده ارامشی که بسیار بسیار لذت بخشه و برای او تسکین قلبی هست.


  • سید هاشم زرین کیا
  • ۰
  • ۰



به گمانم این نکته ساده بسیار پر اهمیته که روزی که شروع میشه (که معمولا برای من ساعتی بین شش و چهل و پنج دقیقه تا هفت و نیم صبح هست) تا زمانی که میخوابه (که برای من بین ساعت 23:00 الی 01:00 است) دیدی مثبت به رویداد ها داشته باشه البته نه شبیه به این دلقک های پرحرف که به سخنرانی انگیزشی میپردازند یا شبیه به فکت علمی روانشانسی و ... بیشتر این حرف من شبیه به یه نظر شخصی است که سعی کردم به این قضیه فکر کرده باشم (یک دید علمی با پرسشنامه های متعدد و متدولوژی تحقیقی نیست) یادم میاد د سه سال پیش هر روز صبح ام رو با آهنگ _دوست دارم زندگی رو_ سیروان خسروی شروع میکردم ( خب به این نمیپردازیم که غنای فرهنگی این اهنگ در چه حده یا سیروان خسروی کی هست چی هست و آیا من یه اهنگ سخیف گوش میکردم یک فرد مبتذلم ) ولی یه جورایی وقتی با این اهنگ شروع میکردم راه رفتن یا رانندگی یا سوار شدن در یک وسیله ی نقلیه عمومی و یا در حین دوش گرفتن در لحظه حس خوبی بهم دست میداد و این حس خوب معمولا تا زمان طولانی در روز همراه من بود.
در کل خواستم این رو بگم که اون روزی که به نظرت خیلی بده رو میتونی شبش مشخص کنی ولی اون روز خوب رو شاید مدت ها بگذره که بفهمی چقدر اون روز خوب بود.
در مجوع خواستم این رو بگم که صبر کردن در برابر اتفاقات بد خیلی سخته ولی میشه با نظم بندی ذهنی و چارت دهی مشخص و همزمان بالا بردن اعتماد به نفس در هر لحظه خیلی خوب اون قضیه رو مدیریت کرد.

  • سید هاشم زرین کیا
  • ۰
  • ۰



شاید به نظر خیلی ها استفاده از وبلاگ و وبلاگ بازی منقرض شده اما من میخوام 6 دلیل استفاده از وبلاگ رو بگم :) راستی این یه سلسله مقاله است و به تدریج کامل تر میشه





    1- وبلاگ شخصی بر خلاف شبکه های اجتماعی محدودیت های کارکتر و یا خلاقیت نداره به این صورت که دیگه مجبور نیسی تعداد کارکتر مشخص شده برات رو توییت کنی یا متن زیر اینستاگرامت تعداد عکس ها و تعداد کارکتر های محدودی داشته باشی


    2- وبلاگ نوشتن میتونه به قدرت قلم نویسنده وبلاگ کمک کنه


    3- وبلاگ سطح محتوای بالا تری داره و دیگر از عکس های پارتی و عروسی و جشن و دور همی هایی که همه تو ویلا های عجیب غریب برگزار میشن و تنها چیزی که میخوان نشون بدن لاگژری طور بودنه خبری نیست.
    البته باید یادی کنیم از اون عزیزانی که فکر میکنن سانروف و ایفون و تیپ ادیداس و اون استخر 3 در 5 بتنی ملارد کرج یا شهریار لاگژریه
    نه عزیزم از این هم که بگذریم لاگژری بودن اصلا چیز مهمی نیست و شکوه در سادگی ست باز به این میرسیم که خواهر من برادر من داداچ جان اشتباه میزنی اون که لاگزریه رویس فانتوم و جت شخصیه گلف استریم هست و کشتی تفریحی شخصی و جزیره ماسه ای در کاراییب هست یا سفر به بورا بورا دیگه تور لحظه اخری ترکیه و هاست تو اروپا لاگژری نیست حالا اگه به این امکانات دسترسی داشتین البته ایرانی هایی که به این امکانات دسترسی دارندخیلی تعداد کمی هستند و اون هایی هم که دارند هم در جریانید دیگه در شهر با پراید و پژو 405 این ور اون ور میروند و چون به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند باز اگه به این امکانات دسترسی دارید واقعا خیلی مهم نیست که تمام زندگی رو تحت تاثیر قرار بدید.


    4- وقتی داری وبلاگ مینوسی و یا وبلاگ میخونی هیچ وقت وقتت هدر نمیره یا داری مقاله هایی میخونی که واقعا به درد بخورن یا داری مقاله هایی مینوسی که به درد بخورن(البته من خضعبل مینویسم زیاد توجه نکنید.


    5- فرار از جنون لایک پرستی و فالور بازی و این داستان ها و البته با پشتوانه ی فکری بهتری نوشتن


    6-تقویت برند شخصی



    • سید هاشم زرین کیا