توسعه

وب سایت شخصی هاشم زرین کیا

توسعه

وب سایت شخصی هاشم زرین کیا

توسعه

هاشم زرین کیا هستم علاقه زیادی به یاد گرفتن و یاد دادن و ارزش ایجاد کردن دارم.
این یادگیری میتونه مطالعه کاغذی باشه میتونه تو کار باشه یا حتی تو سفر یا شاید هم همنشینی با انسان ها و البته متمم خوانی یا در راه متمم خوانی باشه.
تا الان یه کارایی کردم الان یه کارایی میکنم و یه کارایی هم در آینده قراره بکنم.
این وبلاگ بیشتر جایی است که من توش تمرین نوشتن میکنم و البته سعی میکنم دیدگاهم رو نسبت به چیز ها مطرح کنم پس انتطار ساختار های علمی و اکادمیک نباشید.
نوع نوشتار این وبلاگ هم بیشتر شبیه گفتار روزمره من است تا نگارشی از جنس بسیار رسمی کتابی

ضمنا با عرض پوزش بابت این که فونت کلمات پست ها خیلی کوچکن دلیل این که فونت این وبلاگ به این شکل است دو تا چیزه:

1 - اونی که قصد خواندن داره دنبال خواند سرسری نباشه
2- بیشتر با متن کلنجار بره

  • ۰
  • ۰

ما ادم های ساده

اره اقا(منظور جنسیت نیست)ما آدم های ساده ای هستیم مردم گرگ شدند.
اره اقا کاسبی نمیشه کرد مردم همه دزد شدند.
اره اقا این مملکت مملکت نمیشه حکومت ما همه دزدن.
اقا نمیشه که ازدواج کرد همه خراب شدند(چه پسر چه دختر )
و....



این ها دیالوگ هایی هستند که بلاشک هر روز باهاش مواجه شده و میشید.

همیشه هم برام سوال بود همه طرف شکست خورده - کلاه گذاشته شده و مستضعف قضیه بودن و در این سال ها من با هیچ کسی مواجه نشدم که طرف شیطانیه قضیه باشند همه فرشته بودند و رو به رویی شیطان ماجرا بودند(همه ی افرادی که باهاشون مواجه میشیم پینوکیو بودند و روباه مکار سرشون کلاه گذاشته و ازشون سوء استفاده کرده)


حالا خب مشکل چیه این وسط؟؟

شاید یه بار بگیم کج فهمیه افراد و خطای شناختیه اینه که همه کار های من درسته و همه ی کار های دیگران غلط یا این که واقعا همینه همه مردم همین شدند.
نمیدونم ولی یه چیز رو مطمئن هستم و اون اینه که:


اگر کسی تونست سره من کلاه بزاره دمش گرم چون تقصیر من بوده که گذاشتم این اتفاق بیفته و البته من دست و پاچلفتی هستم که این اتفاق افتاده



یه مثالی هست امریکایی ها میگند: خریدار آگاه باش

مراد از خریدار در این جا خریدار کالا و خدمات خریدار محبت و رابطه ی دوستی هم میتونه باشه

و نکته ی دیگه ای هم که هست اینه که فرد اگر در یه رابطه شکستی خورد (از هر جنسی) باید قبول کند که اشتباه کرده است.

یه چیز دیگه این هست که افرادی که تجربه ی بالایی دارند تصمیم های معمولا منطقی تری میگیرند (با درصد ریسک پایین و البته سود پایین تر) اما جوان ها تصمیماتی با رشادت بالا میگیرند(با درصد ریسک بالا ولی گاها سوی بسیار بالا) در صنعت هواپیمایی یه مثالی هست که خیلی مرسومه که میگه: خلبان شجاع داریم خلبان با تجربه هم داریم ولی خلبان شجاع با تجربه وجود ندارد
به گمونم همین دلیل است که باید همیشه توازنی بین تجربه رشادت باشه و جوان ها از پیران مشورت بگیرند و پیران به جوانان مشورت بدهند.
البته یه نکته رو هم فراموش نکنیم در حال حاضر که سرعت رشد تکنولوژی رشد روابط انسانی و همه و همه به صورت بسیار عجیب غریبی زیاد هست پس نمیشه خیلی به تجربه پیران تکیه کرد چون the time they are a changes و این چیزیه که در تاریخ خیلی باهاش مواجه نشده بودیم و اولین بار است که انقدر تغییرات شگرفی در جهان اون هم با این سرعت داره رخ میده.



نظرات (۱)

خب این قضیه رو یک سویه نباید بهش نگاه کرد ،ریسک بالا در جوان تر ها در بسیاری از موارد به ضرر بالا هم می انجامد ، بالطبع تجربه ثابت کرده یک روند با شیب ملایم ولی قطعا بالا رو بهتر از یک نمودار سینوسی هست که امکان سقوط تا نقطه ای برگشت ناپذیر هم در اون ممکنه،
پاسخ:
من با نظر شما کاملا موافقم و همیشه پیران یک قوم استیبل ترین راه ها را نشان میدهند ولی این نکته رو هم بدونید که اگر ریسک های بالای جوانان نباشد.

1- این جوان حال حاضر به پیر فرزانه ی فردا تبدیل نمیشود.
2- هنوز انسان ها در غار بودند و از غار بیرون نرفته بودند چون پیران اون غار میگفتند بشین همین جا نقاشی رو دیوارت رو بکن بیرون خرس داره میخوردت تازه غار هم نداره گرفتار میشی

به گمانم بهترین انتخاب اینه که همراه با پیران قوم باشی ولی قدم هایی بزرگ ورداری

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی