توسعه

وب سایت شخصی هاشم زرین کیا

توسعه

وب سایت شخصی هاشم زرین کیا

توسعه

هاشم زرین کیا هستم علاقه زیادی به یاد گرفتن و یاد دادن و ارزش ایجاد کردن دارم.
این یادگیری میتونه مطالعه کاغذی باشه میتونه تو کار باشه یا حتی تو سفر یا شاید هم همنشینی با انسان ها و البته متمم خوانی یا در راه متمم خوانی باشه.
تا الان یه کارایی کردم الان یه کارایی میکنم و یه کارایی هم در آینده قراره بکنم.
این وبلاگ بیشتر جایی است که من توش تمرین نوشتن میکنم و البته سعی میکنم دیدگاهم رو نسبت به چیز ها مطرح کنم پس انتطار ساختار های علمی و اکادمیک نباشید.
نوع نوشتار این وبلاگ هم بیشتر شبیه گفتار روزمره من است تا نگارشی از جنس بسیار رسمی کتابی

ضمنا با عرض پوزش بابت این که فونت کلمات پست ها خیلی کوچکن دلیل این که فونت این وبلاگ به این شکل است دو تا چیزه:

1 - اونی که قصد خواندن داره دنبال خواند سرسری نباشه
2- بیشتر با متن کلنجار بره

  • ۰
  • ۰
یه سفر یه روزه ی بسیار فشرده ولی پر بار به استان گلستان داشتم.
بهونه اش هم چیزی نبود جز سر زدن و عیادت از یکی از دوستان که کمر درد داشت و ما میخواسیتم بهش روحیه بدیم بود.

قضیه کاملا سری بود یکی از دوستان از تهران به مقصد آمل آمد و بنده همراه با ایشون به سمت گرگان حرکت کردیم.

ساعت نزدیکای شش صبح به شهر گرگان رسیدیم گرگان شهری بسیار قشنگ در حاشیه جنگل هست دارای معماری بسیار زیبا پیاده رو های بسیار تمیز و البته اماکن تاریخی زیبا


تپه ی تاریخی استراباد گرگان

قدم زدن صبح گاهی در گرگان مه آلود بسیار لذت بخش بود. مخصوصا بالا رفتن از تپه تاریخی گرگان که شهر زیره پاته و بسیار مکان زیبایی است.
(البته یه جورایی قدم زدن به یه پیاده روی طولانی تبدیل شد پیمودن اول تا آخر شهر گرگان )

تو شهر گرگان وقتی دنبال کله پزی گشتیم به یه کله پزی بسیار جالب رسیدیم.
کله پزی بسیار تمیز مرتب که یه زن و شوهر جوان بسیار با ادب و شخصیت اداره اش میکردند.

ساعت 10 صبح به شهر علی آباد رسیدیم و به سمت منزل دوست بیمارمون رفتیم.(البته همچین خیلی هم بیمار نبودا عصب سیاتیکش فشار اومده بود و دکتر گفت یکم استراحت کن)

خیلی سر زده رفتیم پیشش و هر چقدر اصرار کردیم که قصد رفتن داریم اما مهمان نوازی شمالی موجب شد ناهار هم اون جا بمونیم

تصمیمی به این شد که یه سری هم به محل کار این دوستمون بزنیم سایت دهگردی که ایده ی بسیار فوق العاده ای دارند و خدمات بسیار عالی به مسافرین میدهند(به این صورت که اقامتگاه های بومی را اجاره میدهند ) برای من بسیار جالب بود که در شهری مثل علی اباد انقدر بچه های فنی استارتاپی و حرفه ای وجود دارند و استارت اپ های فوق العاده ای راه میندازند.


بعد از اون هم ملاقات با یکی از دوستان و دیدن زیبایی های شهر علی آباد ( دریاچه بسیار زیبای پشت سد - آبشار - جنگل) رفتن به یه فروشگاه جالب به نام جورواجور که یه جورای لوکس فروش بود و خب هنوز ترکش های ولنتاین در اون محل موجود بود. (فروشگاهی بسیار شیک و واقعا جالب که در حده فروشگاه های شمال شهر تهران بود)




از اون محل هم به سمت کافه ای رفتیم برای یک جلسه ی کاری که کافه ای بسیار شیک و فوق العاده بود ( قیمت های بسیار بسیار مناسب شیک ها و نوشیدنی ها قیمت های کم تر از شش هزار تومان ) جلسه کاری هم بسیار خوب پیش رفت.
و در اخر تجربه ی دیدن شهر علی اباد شهری پیشرفته زیبا مردمی فوق العاده مهمان نواز و خوب و البته دیدن دوست های قدیمی و پیدا کردن دوست های جدید بسیار لذت بخش بود(راستی یه دوستی که با هم اشنا شدیم تویوتا لندکروز اتاق 1986 داشت ماشینی فوق العاده که بعد سی سال و چهارصد هزار کیلومتر پیمایش سگش میرزید به این اشغال های چینی 2017 ) و در آخر سوار اتوبوس ساعت 22 تهران شدم و جمعه ی زمستانی خوبی رو تجربه کردم .



(نکته ی دیگه ای که در علی آباد و گرگان برام جالب بود مکان های طبیعی و تاریخی فوق العاده ی بود که در داخل شهر بود)

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی