توسعه

وب سایت شخصی هاشم زرین کیا

توسعه

وب سایت شخصی هاشم زرین کیا

توسعه

هاشم زرین کیا هستم علاقه زیادی به یاد گرفتن و یاد دادن و ارزش ایجاد کردن دارم.
این یادگیری میتونه مطالعه کاغذی باشه میتونه تو کار باشه یا حتی تو سفر یا شاید هم همنشینی با انسان ها و البته متمم خوانی یا در راه متمم خوانی باشه.
تا الان یه کارایی کردم الان یه کارایی میکنم و یه کارایی هم در آینده قراره بکنم.
این وبلاگ بیشتر جایی است که من توش تمرین نوشتن میکنم و البته سعی میکنم دیدگاهم رو نسبت به چیز ها مطرح کنم پس انتطار ساختار های علمی و اکادمیک نباشید.
نوع نوشتار این وبلاگ هم بیشتر شبیه گفتار روزمره من است تا نگارشی از جنس بسیار رسمی کتابی

ضمنا با عرض پوزش بابت این که فونت کلمات پست ها خیلی کوچکن دلیل این که فونت این وبلاگ به این شکل است دو تا چیزه:

1 - اونی که قصد خواندن داره دنبال خواند سرسری نباشه
2- بیشتر با متن کلنجار بره

  • ۰
  • ۰

پینوشت: در فرهنگ ما حداقل سه نقطه وجود دارد که اگر نشیمن مبارک را بر آن بگذاری، می‌توانی در مورد هر چیزی که نمی‌دانی و نمی‌فهمی نظر بدهی. این سه نشیمنگاه عبارتند از صندلی تاکسی و صندلی اتوبوس و شبکه های اجتماعی!!

من به دلیل اینکه کمتر از این سه مورد استفاده می‌کنم، ترجیح می‌دهم حرف‌هایم را در وبلاگم بگذارم.

احتمالاً حرف‌هایم برای بعضی خوانندگان ساده اندیشانه و سطحی به نظر خواهد آمد. پیشاپیش خواهش می‌کنم که به مصداق سیاست احترام به عقاید دیگران، آنها را تحمل کنید و حرص نخورید.، عموماً وقتی بحث احترام به عقاید دیگران میشود، ظاهراً منظور این بوده که آنها که می‌فهمند، به عقاید آنها که نمی‌فهمند احترام بگذارند. لطفا بنده را نیز مشمول این رویه کنید.


                                   

                                            


این پست بیشتر در مورد اقا بچه گونه (پسر کوچولو) و خانم بچه گونه (دختر کوچولو) بپردازم.


روی صحبت من در این پست  درباره ی خشونت های وحشتناک و تربیت ناصحیح و اتفاقات رنج آوری که در برخورد با کودکان مظلوم  اعم از تعرض به آن ها - کتک زدن وحشیانه - شکنجه توسط والدین و اطرافیان و یا معتاد کردن بچه ها و ازدواج اجباری و به عبارتی دیگر خشونت علیه کودکان نیست.

                                                                   

                                           

   

حتی نمیخواهم از چرخه ی وحشتناک:


کودک کار ---> همسر معتاد --> کودک کار  


 البته در مورد تاثیر تبعیض های نژادی و قومیتی و دینی بر روح و روان و آینده ی کودک نمیخواهم بپردازم.


روی صحبتم با خانواده های پایدار و رشد یافته تر است.

زن و شوهری که معمولا تحصیلات تکمیلی دانشگاهی هم دارند و دارای شغل و خانه و اسباب زندگی هستند و خیلی آبرومند(بنابر عرف جامعه و ساختار هایش ) همراه با تایید و ابراز خوش حالی خانواده و دوستان و نزدیکانشان جشن عروسی گرفتند و به اصطلاح عامیانه رفتند سره خونه بخت

                                               

                  

 


(البته این که رابطه ی بین زن و شوهر چه گونه است دغدغه اصلی و موضوع اصلی این پست نیست البته که اگر پدر و مادری زندگی شاد و همراه و همدلی داشته باشند احتمالا تاثیر به سزایی بر این که فرزندشان فردی مثمر ثمر باشند میگذارند. در این پست به بررسی چگونگی روند تربیت و البته نوع رفتار با فرزند یک خانواده میپردازیم )




 در ابتدا پیشنهاد میکنم که پدر و مادر ها قبل از فرزند دار شدن و یا به عبارت دیگر قبل از این که تصمیم به فرزند دار شدن بکنند در مورد تربیت فرزند مطالعه کنند با مشاوره بگیرید و اطلاعات خودشون رو بالا ببرند(البته منظورم مثلا شنیدن اهنگ فلان توسط مادر یا خوردن فلان میوه و ... نیست درسته که این فعالیت ها تاثیر به سزایی بر فرزند قبل از به دنیا آمدن دارد ولی روی صحبت من نسبت به پدر مادر های عزیز هست که به این نکات غیر مهم توجه میکنن ولی به نکات مهمی مانند ایجاد عادات غذایی - ورزشی - تفریحی و ... خوبی بر فرزند خود ندارند و به گونه ای فرزندی با خصوصیت نامناسب ذهنی و غیر کالیبره تربیت میکنند.





این پست ادامه دارد

  • ۹۶/۱۰/۲۴
  • سید هاشم زرین کیا

تربیت کودک

خشونت علیه کودک

کودک

کودک کار

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی