توسعه

وب سایت شخصی هاشم زرین کیا

توسعه

وب سایت شخصی هاشم زرین کیا

توسعه

هاشم زرین کیا هستم علاقه زیادی به یاد گرفتن و یاد دادن و ارزش ایجاد کردن دارم.
این یادگیری میتونه مطالعه کاغذی باشه میتونه تو کار باشه یا حتی تو سفر یا شاید هم همنشینی با انسان ها و البته متمم خوانی یا در راه متمم خوانی باشه.
تا الان یه کارایی کردم الان یه کارایی میکنم و یه کارایی هم در آینده قراره بکنم.
این وبلاگ بیشتر جایی است که من توش تمرین نوشتن میکنم و البته سعی میکنم دیدگاهم رو نسبت به چیز ها مطرح کنم پس انتطار ساختار های علمی و اکادمیک نباشید.
نوع نوشتار این وبلاگ هم بیشتر شبیه گفتار روزمره من است تا نگارشی از جنس بسیار رسمی کتابی

ضمنا با عرض پوزش بابت این که فونت کلمات پست ها خیلی کوچکن دلیل این که فونت این وبلاگ به این شکل است دو تا چیزه:

1 - اونی که قصد خواندن داره دنبال خواند سرسری نباشه
2- بیشتر با متن کلنجار بره

  • ۰
  • ۰


مرد عنکبوتی

داستان های کمیک و البته فیلم های ابر قهرمانه نقش بزرگی در قهرمان سازی و البته ایجاد تخیل و دید در افراد داره.
سوپر من -بتمن -ایرون من -واندر وومن - تور و .... همه و همه از آمال و ارزو های انسان ها و یک ملت میگویند از تعارض های اخلاقی گرفته تا انتخاب های سخت آن افراد و البته نیرو های فراواقع گرایانه ای که دارند.
به قول دوستی که میگفت داستان های علمی تخیلی ذهن ادم رو باز میکنه و چیزایی میبینه که در واقعیت به اون داستان ها فکر نمیکنه(البته این رو هم بگم که به گمونم کودکی نباشه که خودش را در قامت یک ابرقهرمان کارتون ها و یا داستان های اساطیری فرض نکرده باشه

بر اساس نگاه خودم به جامعه و افراد و البته تعداد سرچ هایی که در مورد یک ابر قهرمان در گوگل شده  (البته ابر قهرمان کارتون های کمیک رو عرض میکنم )  مرد عنکبوتی بیشترین طرفدار ها رو در داخل ایران داره. دلیلش هم احتمالا اینه که  مردم به راحتی با اسپایدرمن همذات پنداری کنند. او نه بیگانه‌ای شکست‌ناپذیر بود که از سیاره دیگری آمده باشد و نه میلیونری خوشگذران که با تجهیزات پیشرفته‌اش به جنگ تبهکاران شهر برود. او یکی از «ما» بود، یکی از مردم عادی کوچه و خیابان که همواره سعی داشت کاری را که درست است انجام دهد و اطرافیانش را از خود راضی نگه دارد، هر چند که گاهی اوقات مرتکب اشتباه می‌شد. 
اولین فیلم مرد عنکبوتی که دیدم مربوط میشد به مرد عنکبوتی ۲۰۰۲ داستان پیتر پارکر که عنکبوتی نیشش زد و با عمه اش زندگی میکنه و با مجرمین میجنگه و شهر رو امن میکنه و البته در هر فیلمی هم یه ضد ابر قهرمان داره که داره باهاش میجنگه و.... تمام مردم رو نجات میده و البته معشوق هم که خب همیشه پای ثابت داستان هست :) نجات معشوق از اعجب واجباته( البته خود مرد عنکبوتی عزیز بوده که فرد مورد نظر رو در خطر قرار داده بعد میره نجاتش میده و خیلی هم طرف تشکر میکنه و .؟!؟!؟!؟!؟!؟)

این پست در مورد همین شخصیته این داستان هست.
همیشه چند شخصیت ثابت در این کمیک هست .

۱- عمه   ۲- والدین فوت شده  ۳- دوست احمق    ۴- ضد قهرمان    ۵ -معشوق

امروز به صورت اتفاقی قسمتی از  اسپایدر من به خانه بر میگردد رو دیدم یه چیز خیلی عجیبی رو در این قسمت مشاهده کردم (همون طور که میدونید بنده به هیچ عنوان نژاد پرست قومیت پرست و یا فردی که ایدولوژی های دیگر رو نمیتونه تاب بیاره نیستم)

الان میخوام در مورد شخصیت معشوق در اسپایدر من بگم که دارای خصوصیات زیر است:

باهوش - زیبا - معمولا پدر محترم ایشون یه نقش مهمی داره در فیلم - نمیدونه اسپایدر من همون پیتر پارکر هست - اسپایدر من همیشه او رو نجات میده

               
                      تنها مو مشکی(البته دقیق مشخص نیست شاید قهوه ای پر رنگ باشه)

حالا نکته ای که خیل عجیب بود و سوق داد من رو به سمت تحقیق کردن در مورد این شخصیت داستان(در حقیقت همه ی سریال ها فیلم سینمایی ها کمیک هایی که از شروع شکل گیری داستان ۱۹۶۲ و شخصیت پردازی های فوق العاده استیو دیتکو تا اخرین فیلم های سینمایی که ساخته شد همیشه مری جین(معشوق پیتر پارکر یا همون مرد عنکبوتی)  یک دختر لوند و زیبای بوده که سفید همچون برف بوده و مو های رنگی داشته (فقط در یه مورد بود که مو های مشکی داشت و احتمال میدم اون هم زمانی بود که خیلی شبیه الیزابت تیلور بودن مد شده بود ) نمونه های دیگر همه و همه مو رنگی بودن 


مرد عنکبوتی ۱۹۷۲


مرد عنکبوتی در کمیک بوک های دهه هفتاد 

           

مرد عنکبوتی ۲۰۰۲




مرد عنکبوتی ۲۰۱۵



اخرین نسخه مرد عنکبوتی


همون طور که میبیند نسخه ی اخر مرد عنکبوتی  معشوق مورد نظر نه بلوند است نه چشم ابی و سفید !؟!؟!؟ 
یک فرد مخلوط نژادی(مادر سیاه پوست و پدر سفید پوست ) به غیر از این که بگیم اره اینا با این کارشون یه جورایی دارن با نژاد پرستی میجنگن(که البته جای جای این داستان با حضور اون همکلاسی که فرد بسیار سیاسی و ازادی طلبی بود که هر روز میرفت تظاهرات و یا وارد نماد نیویورک نمیشد چون میگفت به وسیله ی برده ها ساخته شده ) نیست.
این قضیه داره این رو زیر سوال میبره که چرا حتما کسی که زیبا شناخته میشه باید یه سری پارامتر های قوم مقحور رو داشته باشه ؟؟ مگه شکل بینی مازندارنی چشه ؟؟‌جرا باید این جوری نباشه و باید شبیه مردم اروپای شمالی رو به بالا و کوچک باشه چرا باید مو های مشکی زیبای ایرانی رو با هزار نوع رنگ و ترکیبات مختلف شیمیایی و ... به رنگ های طلایی و بلوند در اورد؟؟!!‌( انقدر که ما در ایران بلوند داریم تو المان بلوند وجود نداره )

پینوشت این پست ادامه داره:)

بعد از نزدیک به پنج ماه از گذشت این پست به بهانه ی ازدواج پرنس هری و مگان قصد کردم که این پست رو ادامه بدم.
پرنس هری با مارکل ازدواج کرد عروسی این زوج سلطنتی نزدیک به 2 میلیارد نفر بیننده در سراسر جهان داشت.
کاری به این که دیوید بکهام و ویکتوریا بکهام خیلی خوشتیپ هستن و یا این که جورج کلونی چی پوشیده بود نداریم
یا این که مگان از یه خانواده سطح پایین هست و در گذشته ازدواج کرده این که سلیقه ی جامعه جهانی داره به این سمت میره که مهارت ها و قدرتمند بودن یک زن و البته راسخ بودن و این که مستقل و روی پای خودش وایمیسته از همه چیز جذاب تره



نظرات (۱)

شاید دیگه فروش این رنگ مو و همینطور این ذهنیت دیگه به پایان خودش رسیده و نوبت بعدی هست اروم اروم و البته صنعت مد هم کارش همین هست 
پاسخ:
شاید نظر شما هم درست باشه ولی ممکنه ادم ها به این سمت رفته باشند که باید به نفس واقعی خودشون برسن و این که هیکل باربی شده و شبیه به خط کش زیبا نیست زیبایی در سلامتی و نشاط البته ذهنی زیباست

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی