توسعه

وب سایت شخصی هاشم زرین کیا

توسعه

وب سایت شخصی هاشم زرین کیا

توسعه

هاشم زرین کیا هستم علاقه زیادی به یاد گرفتن و یاد دادن و ارزش ایجاد کردن دارم.
این یادگیری میتونه مطالعه کاغذی باشه میتونه تو کار باشه یا حتی تو سفر یا شاید هم همنشینی با انسان ها و البته متمم خوانی یا در راه متمم خوانی باشه.
تا الان یه کارایی کردم الان یه کارایی میکنم و یه کارایی هم در آینده قراره بکنم.
این وبلاگ بیشتر جایی است که من توش تمرین نوشتن میکنم و البته سعی میکنم دیدگاهم رو نسبت به چیز ها مطرح کنم پس انتطار ساختار های علمی و اکادمیک نباشید.
نوع نوشتار این وبلاگ هم بیشتر شبیه گفتار روزمره من است تا نگارشی از جنس بسیار رسمی کتابی

ضمنا با عرض پوزش بابت این که فونت کلمات پست ها خیلی کوچکن دلیل این که فونت این وبلاگ به این شکل است دو تا چیزه:

1 - اونی که قصد خواندن داره دنبال خواند سرسری نباشه
2- بیشتر با متن کلنجار بره

  • ۰
  • ۰

سرنخ رویداد ها

تیتر این پست سرنخ رویداد ها هست مثل همیشه یه توضیح ابتدایی در مورد خود لغت بدم(البته میدونم که شما خودتون بهتر از هر کسی این لغت رو معنی میکنید ولی تنها دلیل این که این کار رو میکنم اینه که به یه فهم مشترکی از کلمات برسیم :)




رویداد وقایع یا اتفاقات یا هر چیزی که با آن مواجه میشویم رویداد نام دارد (حمله داعش - طلاق-مریضی - مرگ- تولد -قبول شدن یا نشدن در کنکور - نمره ی کم اوردن در امتحانات - بیکاری فردی یا احتماعی - ورشکستگی و تصادف رانندگی - سرقت - شکستن گوشی موبایل و صدمات زلزله و ...) همه و همه رویداد نامیده میشوند.


سر نخ رو میشه منشا  معنی کرد(البته باز هم خودتون بهتر میدونید که ما چیز به نام کلمات مترادف نداریم که اگه داشتیم کلمه جدیدی درست نمیشد هر کلمه در جای خودش باید درست استفاده شه) در حقیقت منشا رویداد ها و یا مقدمه ی اتفاقات و چیزی است که در ته ته یک رویداد هست و مسئول شکل گیری این رویداد میباشد(یا جرقه ی اون رویداد است)


رویداد ها هیچ وقت از آسمون پایین نیماد (البته حالا یه وقت یکی داشت راه میرفت شهاب سنگ خورد تو سرش دیگه به من ربط نداره :)) همه ی رویداد ها منشا دارند بعضی اوقات منشا یک رویداد خود فرد است یک زمانی خانواده فرد یک زمانی حلقه دوستان یک زمانی محله یک زمانی شهر و استان و کشور و یه زمانی هم خب شاید دلیل کره زمین باشه(شاید بگید کره زمین یکم اغراقه ولی نه دیگه مثلا زمان هایی که موج های نوری سنگین از سمت خورشید میاد و یا به دلیل فصل و .... رویداد پیش میاد دلیلش زمینه) و این که همه ی رویداد ها به خود فرد بر میگرده خود فرد است که تصمیم میگیره که چگونه احتمال وقوع رویداد مثبت رو رقم بزنه (مثلا حتما کنکور قبول شه و یا کسب و کارش حتما پر بازده باشه ) یا این که احتمال وقوع رویداد منفی رو کم تر کنه(احتمال ورشکست شدن - جلوگیری از سرقت و زلزله و یا رویداد های بده دیگه) برای رسیدن به این مرحله باید اول از همه سر منشا رو پیدا کرد و بعد به رفع عیب کالیبره کردن و ایجاد داشبورد برای اون جریان است.

پس چند تا نکته مهم:

در موقع انتخاب و یا تصمیم گیری اولیه و رفتن در یه مسیری اطلاعات کافی داشته باشید و سعی کنید گزینه ی درست رو انتخاب کنید (در حقیقت میخواید دوست پیدا کنید ادمی که پیدا کردید رو رزومه اش رو بررسی کنید- خودش رو تست کنید بعد مراحل اطمینان رو بالا تر ببرید- در بیزینس میخواید به کسی اعتماد کنید باید در ابتدا اعتبار اون فرد رو بررسی کنید و بعد برید جلو -استراکچر درست بچینیند دنبال منشا ها وساختار ها باشید.

چند مثالی که خودم مشاهده کردم و زیر نظر گرفتم و منشا اون ها :


1- این که از قضیه کرمانشاه بگم و تاثیر زلزله دیگه خیلی نخ نما شده ولی بر هیچ کس پوشیده نیست که اگر ساختمونی بنا بر استاندارد ها ساخته شه بلاشک در زلزله مشکلی برایش پیش نمی اید یا خسارت به حداقل میرسه(پس دوست عزیز که میری شما ویلا میسازی و یه شاخه آهن استفاده نمیکنی و بلوک رو بلوک میزاره شما با یه آدمی که اسلحه دستشه و کمین کرده و منتظره که یکی رو بکشه فرقی نداری در همون حد لعنتی هستی که اون قاتله هست پس لطفا دیگه نگید ایشالله که زلزله نمیاد طوفان نمیاد آب دریا نمیاد جلو نفوس بد نزنید و .... چون همه این اتفاق ها خواهد افتاد(البته اون مهندس عزیزی که سیستم های الکترو مکانیکی میسازه نصب میکنه راه میندازه یا هر کاری شبیه این و ممکنه بر اساس بی موالاتی شما ضرر های سنگین مالی یا جانی در پی داشته باشه(البته روی صحبتم با برادان گرامی خودرو ساز که ارابه مرگ درست میکنن نیست و یا اون عزیزانی که قطعه استوک کهنه رو به عنوان نو میفروشید به مشتری و مشتری تصادف میکنه و... شما که عین واژه ی لعنتی هستی ) وقتی یه اتفاق شبیه این بیفته باید این نیرو های انسانی که مسئول کار خودشون هستن وجدان کاری داشته باشند و کار درست رو انجام بدهند شک نکنید که وقتی این عمل از شما سر بزنه در طول عمرتون نتیجه بهتری میگیرید تا کسی که بزن در رویی هست )

(ببخشید یکم تند رفتم چون واقعا این گونه افراد موجب از کوره در رفتن من میشن)


2- یا این که خودم که یه مقدار زیادی به قول خیلی ها وسیله نگه دار نیستم و خیلی به خودم و دیگران خسارت میزنم البته این خسارت ها شامل خسارت هایی هست که به ماشین ها میاد و یا وسایلی که اطرافه از صندلی و میز و... گرفته تا گوشی موبایل و گجت های دیگه (البته میدونم اتفاقه میفته ولی وقتی تعداد اتفاقاتی که میفته یه مقدار زیاد میشه ادم احساس میکنه داستان چیز دیگه است و ایراد و سرچشمه چیز دیگست متاسفانه الان که دارم مرور میکنم حادثه هایی که با ماشین دیدم رو به یاد میارم به گمونم در مجموع نزدیک یک و نیم میلیون تومان هزینه تراشیدم و البته کلی اعصاب خوردی و وقت تلف کنی هم شاملش شده ( خدا رو شکر تا این لحظه هیچ تصادف سنگینی رو تجربه نکردم و همه در حد قر شدن در و سپر و شکستن اینه و امثال هم بوده)  البته تعداد گوشی های موبایلی هم که تا حالا از بین بردم یه مقدار زیاده (دو تا اس 4 - اچ تی سی ای 9 - کترپیلار- ال جی لئون- ایپد:(( یه تاثیر بدی هم به صورت ناخوداگاه در ذهنه من هست که نمیدونم با از کجا سرچشمه میگیره و اون اینه که یه سری به من میگن خراب کاری :( البته این رو از کودکی به یاد دارم که تا الان بعضی از اقوام نزدیک این رو همیشه میگفتن(و جدا این رفته بود تو پشت زمینه ی ذهنم ) حالا نمیدونم اینا تا چه حد واقعی هست تا چه حد بر مبنای بلد شدن ولی یه سری دلایل اصلی داره فکر کنم ( 1-گاها میدان دیدی که عینک طبی ایجاد میکنه با میدان دید عادی فرق پیدا میکنه یه باگی داره - 2- من خودم رو خیلی در ریسک و وقایع قرار میدهم و خب ریسک هم یه ورش اتفاقه یه ورش اتفاقد نیست (مثلا گم شدن گلگسی اس 4 اول در کوهنوردی و جنگل نوردی 3- استفاده خیلی زیاد از این دستگاه ها در همه جا (مثلا رو میزی که سوراخ داره ایپد افتاد و شکست یا اندازه بزرگش موجب شد صدمه ببینه یا وقتی رفتم خون دادم و فشارم افتاده پایین گوشی رو دستم نگیرم که وقتی میفتم زمین گوشی هم بیفته 4 - گاها پرت کردن وسایل الکترونیکی 5 - یه مقدار نامنظم نبودن بعضیچیزا - 6- قرار ندادن یه سری چیزا در جای درست
فعلا یه چلنج مهمی میخوام ایجاد کنم و اون مواظب بودن و قرار دادن صحیح ابزار و وسایل هست
(البته یه نکته ی مهمی هم که هست فکر نکنید که من همه چیزم این جوریه در صورتی که لباس ها و کفش ها ساعت هایی دارم که سال هاست دارم ازشون استفاده میکنم:)
 

این نوشتار ادامه دارد ....................
  • ۹۶/۰۹/۲۵
  • سید هاشم زرین کیا

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی