توسعه

وب سایت شخصی هاشم زرین کیا

توسعه

وب سایت شخصی هاشم زرین کیا

توسعه

هاشم زرین کیا هستم علاقه زیادی به یاد گرفتن و یاد دادن و ارزش ایجاد کردن دارم.
این یادگیری میتونه مطالعه کاغذی باشه میتونه تو کار باشه یا حتی تو سفر یا شاید هم همنشینی با انسان ها و البته متمم خوانی یا در راه متمم خوانی باشه.
تا الان یه کارایی کردم الان یه کارایی میکنم و یه کارایی هم در آینده قراره بکنم.
این وبلاگ بیشتر جایی است که من توش تمرین نوشتن میکنم و البته سعی میکنم دیدگاهم رو نسبت به چیز ها مطرح کنم پس انتطار ساختار های علمی و اکادمیک نباشید.
نوع نوشتار این وبلاگ هم بیشتر شبیه گفتار روزمره من است تا نگارشی از جنس بسیار رسمی کتابی

ضمنا با عرض پوزش بابت این که فونت کلمات پست ها خیلی کوچکن دلیل این که فونت این وبلاگ به این شکل است دو تا چیزه:

1 - اونی که قصد خواندن داره دنبال خواند سرسری نباشه
2- بیشتر با متن کلنجار بره

  • ۰
  • ۰
همیشه علاقه زیادی به عکاسی شکار لحظه ها ادیت کردن و ... داشتم و خب اون موقعی که واقعا عکاسی رو خیلی دوست داشتم و یه برنامه هایی ایجاد میکردم برای عکاسی (در حقیقت برای عکاسی میرفتم ) البته الان هم خیلی دوست دارم عکاسی رو ولی خب هیچ تجهیزاتی عکاسی ندارم و همشون به فنا رفتن :)))) هیچ وقت عکسی از ادم ها نمیگرفتم چه معنی میده که ادم ها در عکس من باشند !!؟!؟ جای انسان ها نیست (البته اگر یک ادم جزئ اون عکس باشه اره ولی عکسی که برای یک ادم گرفته شه واقعا برام جذاب نیست !!؟!؟) اما نکته جالب اینه که کلا تعداد عکس هایی که از خودم دارم به تعداد انگشتان دست هم نمیرسه؟!؟! در حقیقت یک سال هایی که کلا عکسام گم شده !؟!؟ بین نه الی 20 سالگی؟؟!؟!( به جز عکس های مکه :) که از 650 تا  عکس فقط در یکی از این عکس ها حضور داشتم ) عکس هایی از خودم رو که واقعا گلچین شده یکیش عکس 6 ماهگی یکی عکس 5 سالگی و سه تای دیگه عکس هایی است که تو مدت اخیر گرفتم (عجیب اینه که من تو جشن های اعروسی که شرکت کردم هم هیچ عکسی از خودم ندارم ؟!؟!) اما با قاطعیت میتونم بگم تو این چند ماه اخیر سه تا عکس از خودم بوده که دوستش داشتم (البته الان که دارم فکر میکنم اصلا و ابدا این که خودم چه جوری افتادم اصلا مهم نبود مهم اون جا و حس و حال و مکانی بود که تو عکس وجود داشت بوده است )

عکس اولی که یکی از دوست های عزیز متممی گرفته و عکسی است که در جلسه گردهمایی سال 96 بچه های متمم گرفته شده روزی بسیار بسیار فوق العاده و تجربه محشری بود برای من :) و البته عکس بعد از 12 ساعت همایش پشت سره هم که برای اولین بار بود در عمرم که انقدر متمرکز بودم و تکون نخوردم؟!؟!! و البته در 72 ساعت کلا سه یا چهار ساعت خوابیدم!؟!؟!
این عکسی است که در پروفایل این سایت هست:)


عکس دوم در همون جلسه متمم گرفته شده و به عنوان عکس یادگاری با بهترین دوستان متممی  بوده با قاطعیت میگم در تاریخ هیچ فردیاین جوری یه عکس رو خراب نکرده (واقعا هر چی فکر میکنم متوجه نمیشم در چه شرایطی بودم که عکس این جوری در اومد!؟!؟:))



این عکس رو هم چند روز پیش به صورت کاملا اتفاقی گرفتم(تف تو ریا تففففففففف:):) یاده بچه های جهاد میفتم که بنده به عنوان عکاس گروه هم خدمت میکردم:) و هر وقت عکس خوف و خفنی میگرفتم از این تریپ روحانی و ... (البته منظورم رییس جمهور منتخب ایران نیستااا) همه میگفتن تففف تو ریا :) ولی من حیث المجموع وقتی این عکس رو دیدم نمیدونم ناخود اگاه یه حس خیلی خوبی بهم دست داد (خیلی دوست دارم اگه بچه های جمعیت آمل هم فعالیتشون بره بالا و جنم خودشون رو نشون بدن تعداد بیشتری بشن و با پشتکار و تلاش بالاتر یک خونه ی ایرانی را در آمل تقبل کنم :)

نظرات (۱)

شما خونه ایرانی رو تقبل کن تلاشمون میره بالا 
پاسخ:
شک نکن اگه تلاش بره بالا این کار رو میکنم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی