توسعه

وب سایت شخصی هاشم زرین کیا

توسعه

وب سایت شخصی هاشم زرین کیا

توسعه

هاشم زرین کیا هستم علاقه زیادی به یاد گرفتن و یاد دادن و ارزش ایجاد کردن دارم.
این یادگیری میتونه مطالعه کاغذی باشه میتونه تو کار باشه یا حتی تو سفر یا شاید هم همنشینی با انسان ها و البته متمم خوانی یا در راه متمم خوانی باشه.
تا الان یه کارایی کردم الان یه کارایی میکنم و یه کارایی هم در آینده قراره بکنم.
این وبلاگ بیشتر جایی است که من توش تمرین نوشتن میکنم و البته سعی میکنم دیدگاهم رو نسبت به چیز ها مطرح کنم پس انتطار ساختار های علمی و اکادمیک نباشید.
نوع نوشتار این وبلاگ هم بیشتر شبیه گفتار روزمره من است تا نگارشی از جنس بسیار رسمی کتابی

ضمنا با عرض پوزش بابت این که فونت کلمات پست ها خیلی کوچکن دلیل این که فونت این وبلاگ به این شکل است دو تا چیزه:

1 - اونی که قصد خواندن داره دنبال خواند سرسری نباشه
2- بیشتر با متن کلنجار بره

  • ۰
  • ۰

یه دوست خوب

خیلی سخت بود و به گمانم مدت طولانی طول کشید که بتونم نتیجه بگیرم که این پست رو چه جوری شروع کنم؟ پستی که احتمالا در مورد مهم ترین قسمت زندگی است و حول و حوش اون صحبت میکنه.
تا حالا از خودتون پرسیدید که بزرگ ترین اتفاق بزرگ ترین قسمت بزرگ ترین تکه زندگی کجاست؟؟


یکی میگه به نام خدا نتورک من یه بادرانی یا پنبه ریزی یا بیزی و... هستم (دوست عزیز اگه واقعا دیدگاهت به زندگی اینه واقعا مرسی واقعا خسته نباشی پهلوان مرسی دلاور) یا شاید یکی بگه بزرگ ترین قسمت زندگی ازدواجه (که خب دمتون گرم شام عروسیتون رو کی بیایم؟؟؟)
 این مقدمه نسبتا طنز (میدونم خیلی بی نمکم خیلی خیلی زیاد و کلا ادم نچسبی هستم:) که جدی ترین مهم ترین قسمت زندگی رو بگم:

مرگ

بله خدا اون روز رو نیاره زبونت لال شه خودت بمیری دشمنت بمیره و همه و همه رو بزاریم کنار چون بدون شک بدون دروغ ترین چیز دنیا مرگ هست و تمام هر چیزی رو میشه در مورد نبودنش شک کرد یا وجودش رو ز یر سوال بردش جز مرگ ( خواهشا به یاده این فیلم های علمی تخیلی و سوپر من و اینا نیفتین که همیشه زنده بودن چون دارم جدی حرف میزنم نه از ارزو های نوع بشر)

بزرگ ترین اختراع تاریخ بشریت بلاشک مرگ بود اگه مرگ نبود زندگی کاملا بی معنی بود هیچ هدفی وجود نداشت و زندگی رنگ خودش رو از دست میداد و واقعا چیزی با ارزش نبود ترس از ارزش دادنه که به زندگی ادم طعم میده ترس از محدودیت وقت است که میشه سوخت پیشبرنده ی زندگی 

خواستم از حرف هایی که بزرگان در این باره گفت بگم از دکارت و کانت و هگل گرفته تا علی ابن ابی طالب و محمد رسول الله اما شاید شاعر مرگ اندیش نیشابوری حکیم عمر ابن خیام به زیبایی و ظرافت شمایی از  زندگی و مرگ رو به تصویر کشیده که واقعا بسیار رویا گونه و زیباست از اغتنام فرصت تا تاثیر زندگی انسان ها(گفته ای نقل شده از ابن سینا هست که میگه مهم طول زندگی نیست عرض زندگیه)
مرگ اندیشی هیچ گاه مخالف زندگی کردن و دوست داشتن زندگی نبوده و نیست غنیمت شماری لحظه مفهومی بسیار متعالی است.

 
در پرده اسرار کسی را ره نیست      زین تعبیه، جان هیچ کس آگه نیست
جز در دل خاک هیچ منزلگه نیست     می‌خور که چنین فسانه‌ها کوته نیست 


نظرات (۳)

مرگ بر آمریکا
پاسخ:
بله حضرت امام (ره) میفرمایند:
هر چه فریاد دارید بر سر امریکا بکشید.
مرگ بر امریکااااااااااااااااااا
امریکا در چه فکریه؟؟؟ ایران پر از بسیجیه



(فالواقع هیچ گاه فکر نمیکردم زیر یه پست با همچین موضوع به این مهمی کسی طنزش گل کنه )
اما خب ما در ایران زندگی میکنیم و اگر ویدیو قبل از خودکشی اون دو تا دختر اصفهانی رو دیده باشید که با اون آرامش و طمانینه اقدام به این کار میکنن و بلاشک جنگ آدمارو واسه زنده بودن خیلی جدی به چالش میکشند.
خب البته مرگ اختراع بشر نیست،حتی جز اکتشافات بشر هم نیست،ربطی به بشر نداشته باشه موجودیت مرگ فکر کنم ،ولی شما آدم خوش قیافه ای هستین
پاسخ:
دوست گرامی درس میفرمایید مرگ اختراع بشر نیست؟!؟!؟ اکتشاف بشر هم نیست!؟!؟ هیچ چیزی نه اختراع هست نه اکتشاف همه چیز ها از قبل بشر بوده بشر ذی حیات که لب لبابش انسان هست و به نوعی خودش رو اشرف مخلوقات عالم میدونه(البته همیشه با این مفهوم مشکل داشتم) هیچ اتمی رو هم به دنیای مادی اضافه نکره و هیچ وقت در حد خالقیت نرسیده.
اما درون مایه ی پست من و مفهوم این پست من همون طور که خودتون میدونید این بود که به نظر من مرگ بخشی از زندگیه مرگ فرایندی فضایی نیست یه بخش بزرگ از همه چیزه همه چی تحت تاثیر مرگه وجوده مرگه که به زندگی معنی میده و الی تاریکی رو میتونید معنی کنید؟؟ جوابش ایا به غیر از وجود نداشتن نور است که ما آن را تاریکی نام نهاده ایم؟؟!
ضمنا از ابراز لطف شما کمال تشکر را دارم و البته و تعارفات غیر واقعی یکی از رسوم جالبه ما ایرانی ها هست که همیشه موجب خرسند کردن مخاطب میشود.
سلام سوال این که ایا ما طوری زندگی میکنی که مرگ هم جزوی از نقش های ما باشه ؟ چون طوری هستیم انگار همیشه هستیم 
پاسخ:
سلام میثم عزیز
تضاد ها و تعارض ها هستن که به دنیا شکل میدهند: (نادانی و دانایی - پیری و جوانی - روشنی و تاریکی ) و کنار هم قرار گرفتن تضاد هاست که موجب ایجاد شدن ساختار ها در زندگی میشود.
همیشه درگیر این بودم که ادمی صاحب اختیار است یا که خیر؟؟!! مدت ها پیش یه پاسخ فوق العاده ای از صدرالمتألهین (ملاصدرا ) برای این سوال خوانده بودم.
انسان مختار مجبور است ؟؟
یک حدیثی نقل شده که جزو وصایای امام حسن مجتبی است که واقعا تاثیر گذاره استیو جابز هم این نقل برایش بسیار جالب بود و به گفته خودش همیشه در ذهنش جاری بود و سر لوحه زندگانی اش قرار داده بود این نقل یه گونه ای جواب سوال بشر در مورد نوع رابطه اش با مرگ را تشریج میکند:


کن لدنیاک کانک تعیش ابدا و کن لاخرتک کانک تموت غدا

چنان باش که گویی همیشه زنده ای و چنان باش که گویی فردا میمیری

یه گمانم این جمع زیبای تضاد در زندگی است که زیبایی واقعی زندگانی را برای بشر به ارمغان میارد.

پیشنهاد میکنم نسخه ای شخصی شده از این داستان را برای خودت بساز انتخابش کن و سر لوحه زندگیت قرار بده هیچ فردی نمیتونه نسخه بپیچه برای کس دیگه ای چون مثل اون زندگی نکرده شرایط اون فرد رو نداشته و قاعدتا اینده ی اون رو هم نمیتونه رقم بزنه )

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی