توسعه

وب سایت شخصی هاشم زرین کیا

توسعه

وب سایت شخصی هاشم زرین کیا

توسعه

هاشم زرین کیا هستم علاقه زیادی به یاد گرفتن و یاد دادن و ارزش ایجاد کردن دارم.
این یادگیری میتونه مطالعه کاغذی باشه میتونه تو کار باشه یا حتی تو سفر یا شاید هم همنشینی با انسان ها و البته متمم خوانی یا در راه متمم خوانی باشه.
تا الان یه کارایی کردم الان یه کارایی میکنم و یه کارایی هم در آینده قراره بکنم.
این وبلاگ بیشتر جایی است که من توش تمرین نوشتن میکنم و البته سعی میکنم دیدگاهم رو نسبت به چیز ها مطرح کنم پس انتطار ساختار های علمی و اکادمیک نباشید.
نوع نوشتار این وبلاگ هم بیشتر شبیه گفتار روزمره من است تا نگارشی از جنس بسیار رسمی کتابی

ضمنا با عرض پوزش بابت این که فونت کلمات پست ها خیلی کوچکن دلیل این که فونت این وبلاگ به این شکل است دو تا چیزه:

1 - اونی که قصد خواندن داره دنبال خواند سرسری نباشه
2- بیشتر با متن کلنجار بره

  • ۰
  • ۰

بنابر شغلی که دارم معمولا به کارخانجات ادارات صنایع مرغداری  صنایع بازرگانی و...مراجعه میکنم.

یکی از صنعت هایی که از بازار های مهم ما بود و بخش بزرگی از مشتری های ما را در بر میگرفت صنایع تولیدی و شهرک های صنعتی بوده اند.

(بیشترین اوج این بازار بین سال های 83 الی 87 بود سال های که پول های زیادی به داخل کشور تزریق شد و صنایع کوچک شکل گرفت شهرک های صنعتی بزرگ زاده شدند و ساختمان سازی وسعت گرفت و.....)


اون سال ها همه درگیر تولید ساختمان سازی و .... بودند و ما هم به تجهیز این کارخانه ها میپرداختیم.

اما قضیه از زمانی شروع شد که بر اثر اشتباه های بزرگ سیاسی و اقتصادی حکومتی و  زیرساختی جامعه و نبود برنامه ریزی جامع نبود نیروی انسانی خوب نبود ایده و..... این حباب ترکید.

واحد های ساختمانی که زاغه های دور از شهری بودند به نام مسکن مهر و شهرک های صنعتی متروک بزرگی در کشور به جا ماند.

در روز های گذشته به  تک تک واحد های تولیدی یک شهرک صنعتی بزرگ و بسیار مولد مراجعه کردم.

وقتی میدیدم واحد تولیدی به صورت سه شیفت کار میکنه صادرات داره و زنجیره فروش فوق العاده قوی داره (البته مولد ها و پشتوانه های دولتی ندارد) بسیار خوش حال میشدم.

اما وقتی قسمت هایی از این شهرک صنعتی رو میدیدم که کاملا راکد ساکت و پر از خالی بود و دقیقا صحنه ای مثل فیلم های اخر الزمانی رو شاهد بودم.

وقتی این ها رو میدیدم غمی وحشتناک همه وجودم رو میگرفت واحد هایی که کاملا سالم هستن قسمت اداری مرتب کامپیوتر ها هستند دستگاه های خط تولید وجود داره ولی مثل فیلم های اخر الزمانی همه چی ساکت غبار گرفته و شکسته و غارت شده بودند.

اخرین واحدی که وارد شدم و داشتم بررسیش میکردم هر لحظه ممکن بود اشک هایم جاری شود.

واحدی که واحد تولیدی نمونه بود واحدی که حتی به استرالیا هم صادر میکرد .

بهترین تجهیزات بهترین مهندسین و نیرو ها را داشت و البته بهترین و قشنگ ترین ساختمان ها ولی خالی غارت شده و راکد بود.

وقتی وارد اتاق های اداری میشدم و پرونده های روی هم انباشته را تماشا میکردم وقتی به اون روز هایی که مدیر این کارخانه مهندس داریوش هندویی رو که یکی از تاثیر گذارترین افراد دوران نوجوانی ام بود فکر میکردم و  به صورت اتفاقی کارت ورود به نمایشگاه گوانگجو چین رو در بین اون خرابه ها دیدم واقعا ناراحتی بزرگی رو احساس کردم.

امیدوارم شهرک های صنعتی واحد های تولیدی نیاز به هیچ سیستم امنیتی نداشته باشند و فقط نیاز به سیستم ها نظارتی داشته باشند. دیگر خالی از کارگر و کار کردن نباشند دوباره معضل  کمبود نیرو داشته باشند و از شهر های دیگر نیرو بیاورند.

زمانی که برند های جهانی تولید شود.

زمانی که کمپانی های گردن کلفت و قدر قدرت بدون نیاز به کمک های بیرونی ایجاد شود کمپانی هایی که صنایع سنگین و صنایع پایه دارند(درسته که سود کمی دارند اما نیرو های زیادی جذب میکنند و جریان مالی بالایی دارند و همه جور نیرویی میخواهند و البته شغل های بسیار استیبلی را ایجاد میکنند)

و امید دارم صنایع نوپا صنایع تکنولوژیکی و استارتاپ ها صنایع دانش بنیاد و بر مبنای تکنولوژی های نوین  فرزندان آرش کمانگیر آن ها را توسعه دهند و البته مثل سیلیکان ولی نباشند که دنبال 2 تا کارکتر بیشتر توییتر و یا مخفی شدن عکس ها در اسنپ چت باشند. صنایع بزرگ زیستی صنایع بزرگ انرژی های نو و در حیقیقت نقشی نو در جهان در اندازند.

به امید اون روز اون روز روزی نیست که خودش بیاد روزیه که ما ها با هم میسازیمش


پینوشت:

امروز از تاریخ انتشار این پست یک ماهی میگذره مشتری که کارخونه بزرگی داره چهار تا سوله کنار هم تماس گرفته بود که سیستم را اپدیت و مشکلات دوربین های مداربسته و  رو حل کنید.

وقتی وارد سالن و کارخانه شدم شاهد بودم که کلا کارخانه تعطیله و در حال تبدیل به مخروبه شدن است اما مدیر کارخانه نمیخواست بگه یا قبول کنه که این جا خالیه و تعطیل و ... ولی نمیشه که روح نداشتن در کارخانه را توجیح کرد) در خلال صحبتامون یه جا یه چیز ناراحت کننده گفت: اره اگه میتونستم کلش رو میفروختم میزاشتم بانک سودش رو میگرفتم.




نظرات (۱)

من فکر میکنم که اولین و اخرین جایی که همیشه به فکرش هستن کار افرینی هست

این که ما اکوسیستم کار افرینی یا یک صعود مشخص نداریم حتی یه چند تا نیرو انسانی درست ضعفش برمگیرده به دانشگاه که نه تنها کار ی رو خوب نمیکنه بلکه صنعت رو فلج میکنه چون نیرویی رو تحویل میده که استراژی رو خشک میکنه و بقای اونو نه تنها ازشمندترنمیکنه بلکه با زهر خودش ریشه همان شرکت رو اروم اروم مثل زالو میخوره . به نظرم هر شرکت در کشور ما باید ما به ازای هر هفته کاری یا هر ماه یه دوره اموزشی و تست بگیرد تا راندمان هارو بررسی کند . 

البته که این جریانات را گفتن شبیه اب در هاونگ کوبیدن شده چون دولت سرمایه دار ما میگه : بودجه نداریم 

و تا حالا کسی رو از بدنه دولت ندیدم بگن ایشون بخاطر صعف مهارتی یا کاری اخراج شد بلکه سال ها در کلونی گاو شیر ده نفتی مانده و ...........


پ.ن : فکر میکنم این مسئله "کارخانه زدایی " جای بحث بیشتری داره که باز بشه چون عواملی زمین زدن کسب وکار ها بیشتر از رشدشون هست حتی بانک !

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی