توسعه

وب سایت شخصی هاشم زرین کیا

توسعه

وب سایت شخصی هاشم زرین کیا

توسعه

هاشم زرین کیا هستم علاقه زیادی به یاد گرفتن و یاد دادن و ارزش ایجاد کردن دارم.
این یادگیری میتونه مطالعه کاغذی باشه میتونه تو کار باشه یا حتی تو سفر یا شاید هم همنشینی با انسان ها و البته متمم خوانی یا در راه متمم خوانی باشه.
تا الان یه کارایی کردم الان یه کارایی میکنم و یه کارایی هم در آینده قراره بکنم.
این وبلاگ بیشتر جایی است که من توش تمرین نوشتن میکنم و البته سعی میکنم دیدگاهم رو نسبت به چیز ها مطرح کنم پس انتطار ساختار های علمی و اکادمیک نباشید.
نوع نوشتار این وبلاگ هم بیشتر شبیه گفتار روزمره من است تا نگارشی از جنس بسیار رسمی کتابی

ضمنا با عرض پوزش بابت این که فونت کلمات پست ها خیلی کوچکن دلیل این که فونت این وبلاگ به این شکل است دو تا چیزه:

1 - اونی که قصد خواندن داره دنبال خواند سرسری نباشه
2- بیشتر با متن کلنجار بره

  • ۰
  • ۰

مشکل در حق انتخاب موضوعی است که امروز میخواستم در موردش روشن گری کنم:)))‌ (روح منی خمینی بت شکنی خمینی)

احتمالا تصمیم ها و انتخاب های ما مهم ترین رویداد های زندگی ما رو میسازند (البته روند زندگی و خیلی چیزا بر روی ساختار تصمیم گیری و تصمیم سازی افراد و سازمان ها تاثیر میگذارند و البته که  نمیخوام در مورد این چیزا بگم)

با زیاد شدن تعداد حق انتخاب ها در برابر انسان مدرن یک اتفاق بزرگ افتاده  آن را تردید در انتخاب گفتند که موجب نارضایتی در انتخاب نهایی و خیلی چیز های دیگه میشوند.

مثالش رو اینجوری بیان کنم که مثلا در یک رستوران سلف سرویس افراد در ابتدا مشکل در انتخاب غذا ها دارند در حقیقت نمیدونند چه چیز رو تست کنن و بخوردند بعد از اتمام غذا و خارج شدن از مکان هم باز این تردید را دارند.

صمد (صمد فیلم های زمان ستم شاهی:) یا دختر همسایه رو به همسری میگرفت و خوشبخت میشد یا به  همسری نمیگرفت و بدبخت میشد ولی الان یه قضیه ای پیش اومده و اگه مهتاب نبود میترا هست میترا نبود افتاب هست افتاب نبود مهتاب هست و.... مشکل قضیه وقتی رخ میدهد که یکی را انتخاب کرده ولی باز میگه ااااا اگر اون یکی رو انتخاب کرده بودم خیلی بهتر بوده اون رو انتخاب میکنه دوباره میگه اااا اگه یکی دیگه بیاد و انتخابش کنم چقدر خوب میشد و این داستان ادامه دارد:))

حالا این رو میزاریم کنار یک قضیه دیگه که برای خودم پیش اومده :)

و اون اینه که من یه ایده ای داشتم برای هزینه کردن (خب بودجه محدوده و نمیشه همه رو انتخاب کرد و لطفا از مصرف زدگی جامعه و جوان ها و ... خرده نگیرید چرا که این داستان ها نیست)در حد پنج میلیون برای خرید یک تجربه یا یک کالا و حالا میگم از گزینه ها که عبارتند از:

۱ـ کواد کوپتره فانتوم چهار خب اگه ایده ای ندارید در مورد حجم با حال بودن خوف و خفن بودن گجت های پرنده و عکس ها و ویدیو هایی که میشه تو سفر و این ور اون با اون ها گرفت شما رو به خوندن پاراگراف بعدی سوق میدهم ولی اگر نه برای شما خیلی جالب بود و هست معرفی کنم این رباط فوق العاده هوشمند هوایی رو :) که احتمالا معرف حضور شما هست


۲ـ اسمارت فون گلکسی اس ۸ لبش خمه:)۲۵۶ که احتمالا معرف حضور شما هست و پرچمدار سامسونگه :)


  


۳- سفر به هند و تجربه فوق العاده دیدن مردمان هزار ملت و البته زیبایی های آن (شاید بگید اقا با پنج تومن میخوای بری هند؟؟‌خدا تومنه این سفر ولی خب میرم خوبش میرم :)))


۴- خرید شمشیر ایس  واقعیتش اینه این شمشیر خیلی خیلی خیلی خیلی من رو قلقک داد که یکی اش رو بخواهم و فقط نگاهش کنم نگاه و بس و این که واقعا تحریک شدم به داشتن این :) این رو عرض کنم که تیغه این شمشیر از سوپر الیاژ تیتانیوم ساخته شده گاردش از الومینیوم یه تکه سی ان سی شده است غلاف و اجزای چوبی آن از جنس چوب رز وود افریقایی هست به معنی واقعی کلمه احساس میکنم این شمشیر جاش بین بقیه شمشیر هام کمه :((



۵ ـ خرید سورفیس مایکروسافت اونایی که میشناسنش میدونن عجت تبلت و لپ تاپ فوق العاده ای هست و دومی نداره


۶ـ همش رو بدم به جمعیت امام علی برای کمک به ریشه کن کردن تبعیض محرومیت و جدایی از جامعه و هدیه کردن لبخند به لب کودکانی که کودکی نمیکنند:(


                              


پ ن : خب حله چال این پنج میلیون رو کندم فقط میمونه این که یه جوری این پول رو به دست بیارم :)))‌چون فعلا که هیچ پولی ندارم:)))



نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی